sorcere

[ایالات متحده]/ˈsɔːsərə/
[بریتانیا]/ˈsɔːrsərər/

ترجمه

n. جادوگر زن؛ ساحر زن؛ ساحرخيز زن
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیsorcerer

عبارات و ترکیب‌ها

evil sorcerer

ساحر شرور

dark sorcerer

ساحر تاریک

powerful sorceress

ساحرخانم قدرتمند

master sorcerer

ساحر ماهر

wicked sorcerer

ساحر بدبخت

جملات نمونه

the sorcerer raised his wand and cast a powerful spell.

ساحر چراغ خود را بلند کرد و یک نمایش قدرتمند را انجام داد.

according to the legend, an evil sorcerer lived in this dark tower.

بر اساس افسانه، یک ساحر زشت در این برج تاریک زندگی می‌کرد.

the young apprentice hoped to become a great sorcerer one day.

شاگرد جوان امید داشت یک روز به یک ساحر بزرگ تبدیل شود.

people in the village feared the old sorcerer and his magic.

مردم روستا از ساحر قدیمی و جادوی او می‌ترسیدند.

in the story, the sorcerer trapped the princess in a crystal cage.

در داستان، ساحر دخترزاده را در یک قفس بلوری گرفتار کرد.

the brave knight fought the sorcerer to save the kingdom.

نیروی جسور با ساحر جنگید تا پادشاهی را نجات دهد.

the sorcerer used a rare crystal ball to see the future.

ساحر از یک گوی بلوری نادر برای دیدن آینده استفاده کرد.

an ancient book contains the secrets of the sorcerer.

یک کتاب باستانی اسرار ساحر را در خود دارد.

the sorcerer chanted strange words as the fire burned brightly.

ساحر در حالی که آتش به شدت می‌پرید، کلمات عجیبی را گویی.

defeating the dark sorcerer requires a magical sword and courage.

شکستن ساحر تاریک نیاز به یک تیغ جادویی و شجاعت دارد.

with a wave of his hand, the sorcerer vanished into thin air.

ساحر با یک لرزش دست خود در هوا ناپدید شد.

the fantasy movie features a sorcerer who can control the elements.

فیلم خیال‌پردازی یک ساحر را نمایش می‌دهد که می‌تواند عناصر را کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید