spammed inbox
جعبه ورودی هرزنامه
spammed messages
پیامهای هرزنامه
spammed users
کاربران هرزنامه
spammed accounts
حسابهای هرزنامه
spammed comments
نظرات هرزنامه
spammed links
لینکهای هرزنامه
spammed feeds
فیدهای هرزنامه
spammed notifications
اعلانهای هرزنامه
spammed platforms
پلتفرمهای هرزنامه
spammed emails
ایمیلهای هرزنامه
my inbox was spammed with promotional emails.
صندوق ورودی من با ایمیلهای تبلیغاتی هرزه بمباران شد.
he felt overwhelmed after being spammed by messages.
او بعد از بمباران شدن با پیامها احساس غرق شدن کرد.
the comments section was spammed with irrelevant links.
بخش نظرات با پیوندهای نامربوط بمباران شد.
she reported the account that spammed her with ads.
او حسابی که او را با تبلیغات بمباران میکرد، گزارش کرد.
we need to find a way to stop being spammed.
ما باید راهی برای جلوگیری از بمباران شدن پیدا کنیم.
after the update, my phone was spammed with notifications.
بعد از بهروزرسانی، تلفن من با اعلانها بمباران شد.
he was spammed by friend requests from unknown users.
او با درخواستهای دوستی از کاربران ناشناس بمباران شد.
the forum was spammed with fake accounts.
انجمن با حسابهای جعلی بمباران شد.
she was spammed with messages after her post went viral.
او بعد از اینکه پستش وایرال شد، با پیامها بمباران شد.
they tried to spam the chat with random emojis.
آنها سعی کردند چت را با ایموجیهای تصادفی بمباران کنند.
spammed inbox
جعبه ورودی هرزنامه
spammed messages
پیامهای هرزنامه
spammed users
کاربران هرزنامه
spammed accounts
حسابهای هرزنامه
spammed comments
نظرات هرزنامه
spammed links
لینکهای هرزنامه
spammed feeds
فیدهای هرزنامه
spammed notifications
اعلانهای هرزنامه
spammed platforms
پلتفرمهای هرزنامه
spammed emails
ایمیلهای هرزنامه
my inbox was spammed with promotional emails.
صندوق ورودی من با ایمیلهای تبلیغاتی هرزه بمباران شد.
he felt overwhelmed after being spammed by messages.
او بعد از بمباران شدن با پیامها احساس غرق شدن کرد.
the comments section was spammed with irrelevant links.
بخش نظرات با پیوندهای نامربوط بمباران شد.
she reported the account that spammed her with ads.
او حسابی که او را با تبلیغات بمباران میکرد، گزارش کرد.
we need to find a way to stop being spammed.
ما باید راهی برای جلوگیری از بمباران شدن پیدا کنیم.
after the update, my phone was spammed with notifications.
بعد از بهروزرسانی، تلفن من با اعلانها بمباران شد.
he was spammed by friend requests from unknown users.
او با درخواستهای دوستی از کاربران ناشناس بمباران شد.
the forum was spammed with fake accounts.
انجمن با حسابهای جعلی بمباران شد.
she was spammed with messages after her post went viral.
او بعد از اینکه پستش وایرال شد، با پیامها بمباران شد.
they tried to spam the chat with random emojis.
آنها سعی کردند چت را با ایموجیهای تصادفی بمباران کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید