spiel

[ایالات متحده]/ʃpiːl/
[بریتانیا]/ʃpiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. موسیقی نواختن یا به طور افراطی صحبت کردن
n. گفتار روان و اغراق‌آمیز به منظور فروش یا متقاعد کردن
vt. موسیقی نواختن یا به طور مداوم و افراطی صحبت کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردspiels
صفت یا فعل حال استمراریspieling
قسمت سوم فعلspieled
زمان گذشتهspieled
جمعspiels

عبارات و ترکیب‌ها

sales spiel

صحبت‌های تبلیغاتی

give a spiel

صحبت کردن درباره مزایا

spiel about benefits

صحبت درباره مزایا

جملات نمونه

he solemnly spieled all he knew.

او با جدیت کامل همه آنچه می‌دانست را گفت.

delivering a sales spiel

ارائه یک سخنرانی فروش

listening to a long spiel

گوش دادن به یک سخنرانی طولانی

going through his usual spiel

عبور از سخنرانی معمولش

reciting a rehearsed spiel

تلاوت یک سخنرانی تمرین شده

giving a persuasive spiel

ارائه یک سخنرانی متقاعد کننده

hearing the same old spiel

شنیدن همان سخنرانی قدیمی

practicing his presentation spiel

تمرین سخنرانی ارائه

launching into a rehearsed spiel

شروع به یک سخنرانی تمرین شده

repeating the same spiel over and over

تکرار همان سخنرانی بارها و بارها

memorizing a scripted spiel

به خاطر سپردن یک سخنرانی نوشته شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید