spiritlessness

[ایالات متحده]/[ˈspɪrɪtləsnəs]/
[بریتانیا]/[ˈspɪrɪtˌlɛsnəs]/

ترجمه

adj. کم‌روی، کم‌انگیزش یا کم‌زیستی
n. کم‌روی، کم‌انگیزش یا کم‌اندیشی؛ حالتی بدون روح یا معنویت؛ مادیت؛ احساس افسردگی یا بی‌تفکری
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

with spiritlessness

بدون روحیه

overcoming spiritlessness

پیروزی بر بی‌روحی

filled with spiritlessness

پر از بی‌روحی

displaying spiritlessness

نمایش بی‌روحی

avoid spiritlessness

از بی‌روحی پرهیز کن

spiritlessness prevailed

بی‌روحی غالب شد

sense of spiritlessness

احساس بی‌روحی

marked spiritlessness

بی‌روحی مشخص

despite spiritlessness

هر چند بی‌روحی

endured spiritlessness

تحمل بی‌روحی

جملات نمونه

the team's performance showed a distinct spiritlessness after losing their star player.

عملکرد تیم پس از از دست دادن بازیکن ستاره‌اش نشان دهنده یک جهش مشخصی بود.

a sense of spiritlessness permeated the office after the company announced layoffs.

پس از اعلام کاهش کارکنان توسط شرکت، احساسی از جهش در دفتر پراکنده شد.

he struggled with a feeling of spiritlessness and lack of motivation following the accident.

او پس از حادثه با احساس جهش و فقدان انگیزه مبارزه می‌کرد.

the novel's plot suffered from spiritlessness and a predictable storyline.

داستان رمان از جهش و داستانی قابل پیش‌بینی رنج می‌برد.

despite the beautiful scenery, a spiritlessness hung over the abandoned town.

در این شهر ترکیده، با وجود زیبایی‌های طبیعی، جهشی بر روی آن معلق بود.

the prolonged negotiations led to a spiritlessness among the delegates.

مذاکرات طولانی به جهشی در میان نمایندگان منجر شد.

she tried to combat the spiritlessness with regular exercise and healthy eating.

او سعی کرد با تمرینات منظم و غذاهای سالم با جهش مبارزه کند.

the music lacked energy and conveyed a sense of spiritlessness.

موسیقی از انرژی کم‌بود و احساس جهشی را منتقل می‌کرد.

the project's spiritlessness was a result of poor leadership and unclear goals.

جهش پروژه نتیجه رهبری ضعیف و اهداف نامشخص بود.

he felt a wave of spiritlessness wash over him as he stared at the blank page.

او احساس کرد که موجی از جهش بر روی او می‌آید در حالی که به صفحه خالی نگاه می‌کرد.

the artist's later works displayed a noticeable spiritlessness compared to his earlier pieces.

کارهای بعدی هنرمند نسبت به آثار او در گذشته از جهشی قابل توجه برخوردار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید