splaying

[ایالات متحده]/ˈspleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال حاضر splay؛ گسترش یافتن؛ متمایل شدن
n. فاصله بین انتهاها
adj. گسترش یابنده به سمت خارج

عبارات و ترکیب‌ها

splaying fingers

انگشتان باز شده

splaying limbs

اندام‌های باز شده

splaying toes

انگشتان پا باز شده

splaying wings

بال‌های باز شده

splaying leaves

برگ‌های باز شده

splaying arms

بازوهای باز شده

splaying body

بدن باز شده

splaying roots

ریشه‌های باز شده

splaying petals

گلبرگ‌های باز شده

splaying fingers out

انگشتان باز شده

جملات نمونه

the cat was splaying its paws in the warm sunlight.

گربه پنجه‌های خود را در نور خورشید گرم باز می‌کرد.

she noticed the leaves splaying out in all directions.

او متوجه شد برگ‌ها در همه جهات باز می‌شوند.

he was splaying his fingers to show his excitement.

او انگشتان خود را باز کرد تا هیجان خود را نشان دهد.

the dog was splaying its legs while lying on the grass.

سگ در حالی که روی چمن دراز کشیده بود، پاهايش را باز می‌کرد.

during the yoga class, she was splaying her arms wide.

در طول کلاس یوگا، او دست‌های خود را به طور گسترده باز می‌کرد.

the children were splaying their toys all over the floor.

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را در همه جا روی زمین پخش می‌کردند.

he was splaying the cards on the table for everyone to see.

او کارت‌ها را روی میز برای دیدن همه پخش کرد.

the flowers were splaying beautifully in the garden.

گل‌ها به زیبایی در باغ باز شده بودند.

she was splaying the fabric to get a better look at the pattern.

او پارچه را باز کرد تا بتواند بهتر طرح را ببیند.

the tree branches were splaying out after the storm.

بعد از طوفان شاخه‌های درخت به بیرون باز شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید