splicings

[ایالات متحده]/ˈspaɪs.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspaɪs.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیوستن یا متصل کردن دو چیز؛ فرآیند برش و پیوستن قطعات فیلم یا نوار؛ نقطه‌ای که دو قطعه به هم متصل می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

splicing cable

اتصال کابل

splicing process

فرآیند اتصال

splicing technique

تکنیک اتصال

splicing method

روش اتصال

splicing joints

اتصالات

splicing wires

اتصال سیم‌ها

splicing fibers

اتصال فیبر

splicing tools

ابزارهای اتصال

splicing software

نرم‌افزار اتصال

splicing signals

اتصال سیگنال‌ها

جملات نمونه

splicing different materials can create a stronger bond.

ترکیب مواد مختلف می‌تواند یک پیوند قوی‌تر ایجاد کند.

the splicing of dna segments is crucial in genetic engineering.

سایه‌زنی قطعات DNA در مهندسی ژنتیک حیاتی است.

we are splicing together various video clips for the project.

ما در حال ترکیب کلیپ‌های ویدیویی مختلف برای پروژه هستیم.

splicing audio tracks can enhance the overall sound quality.

سایه‌زنی آهنگ‌های صوتی می‌تواند کیفیت صدای کلی را افزایش دهد.

the technique of splicing fibers is used in textile production.

تکنیک سایه‌زنی الیاف در تولید منسوجات استفاده می‌شود.

she is skilled in splicing cables for better connectivity.

او در اتصال کابل‌ها برای اتصال بهتر مهارت دارد.

splicing together different genres can create unique music.

ترکیب ژانرهای مختلف می‌تواند موسیقی منحصربه‌فردی ایجاد کند.

the splicing of film scenes requires careful editing.

سایه‌زنی صحنه‌های فیلم نیاز به ویرایش دقیق دارد.

he demonstrated splicing techniques during the workshop.

او تکنیک‌های سایه‌زنی را در طول کارگاه به نمایش گذاشت.

splicing together various perspectives can enrich the narrative.

ترکیب دیدگاه‌های مختلف می‌تواند روایت را غنی‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید