spratling

[ایالات متحده]/ˈsprætlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsprætlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prop. n. یک نام خانوادگی؛ یک نام شخصی
v. حالت مفعولی فعل 'sprat' که به معنای صید ماهیچه است
n. یک ماهیچه جوان؛ یک ماهی جوان از گونه ماهیچه
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spratling silver

سپریتینگ سیلور

william spratling

ویلیام سپریتینگ

spratling jewelry

سپریتینگ جواهرات

spratling design

سپریتینگ طراحی

spratling mark

سپریتینگ نشان

spratling bracelet

سپریتینگ دستبند

spratling brooch

سپریتینگ گردنبند

spratling taxco

سپریتینگ تاکسو

old spratling

سپریتینگ قدیمی

spratling workshop

سپریتینگ کارگاه

جملات نمونه

archaeologists spent weeks carefully spratling the delicate viking artifacts.

مراسلات باستان‌شناسان چند هفته را به دقت صرف کردند تا اشیاء ویکینگ‌های نازک را بازیابی کنند.

the art of spratling silver requires immense patience and a steady hand.

هنر بازیابی نقره نیاز به صبر زیاد و دستی ثابت دارد.

spratling technique is often used to restore antique jewelry to its former glory.

روش بازیابی اغلب برای بازگرداندن جواهرات باستانی به زیبایی گذشته استفاده می‌شود.

the museum curator specialized in spratling damaged porcelain from the ming dynasty.

کurator موزه متخصص در بازیابی سرامیک‌های آسیب دیده از دوره مینگ بود.

she learned the intricacies of spratling while studying in copenhagen.

او در حال مطالعه در کopenhagen، پیچیدگی‌های بازیابی را یاد گرفت.

without proper spratling, the fragile manuscript would have crumbled away.

بدون بازیابی مناسب، متن نازک به پودر خورده بود.

the restoration team is spratling the 18th-century harpsichord for the concert.

تیم بازیابی حالا گیتار ویولن قرن هجدهم را برای کنسرت بازیابی می‌کند.

spratling involves using raw materials to patch minute fractures in the object.

بازیابی شامل استفاده از مواد خام برای جبران شکستگی‌های کوچک در شیء است.

the master craftsman was famous for his skill in spratling gold ornaments.

تکنیسیون ماهر به دلیل مهارت‌هایش در بازیابی جواهرات طلا معروف بود.

historical preservation groups gathered funds for spratling the ancient bridge.

گروه‌های حفظ تاریخ جمع‌آوری مالیات برای بازیابی پل باستانی کردند.

detailed spratling work can significantly increase the value of a rare collectible.

کار بازیابی دقیق می‌تواند ارزش یک جمعیت نادر را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

the process of spratling the tapestry took over a year to complete.

فرآیند بازیابی تابلو بیش از یک سال طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید