spreadhead

[ایالات متحده]/ˈsprɛdˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈsprɛdˌhɛd/

ترجمه

n. عنوان اصلی یا تیتر؛ عنوان اولیه در یک سند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spreadhead campaign

کمپین گسترده

spreadhead initiative

ابتکار گسترده

spreadhead project

پروژه گسترده

spreadhead movement

جنبش گسترده

spreadhead effort

تلاش گسترده

spreadhead team

تیم گسترده

spreadhead organization

سازمان گسترده

spreadhead strategy

استراتژی گسترده

spreadhead cause

جنبه گسترده

جملات نمونه

the team decided to spreadhead the new marketing campaign.

تیم تصمیم گرفت کمپین بازاریابی جدید را پیشرو کند.

she was chosen to spreadhead the community service project.

او برای پیشرویی در پروژه خدمات اجتماعی انتخاب شد.

they aim to spreadhead the initiative for environmental protection.

آنها هدفشان پیشرویی در طرح حفاظت از محیط زیست است.

he will spreadhead the research efforts in renewable energy.

او تلاش‌های تحقیقاتی در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر را پیشرو خواهد کرد.

the organization plans to spreadhead a campaign for social justice.

سازمان قصد دارد یک کمپین برای عدالت اجتماعی را پیشرو کند.

our goal is to spreadhead innovation in technology.

هدف ما پیشرویی در نوآوری در فناوری است.

she has the skills to spreadhead the project successfully.

او مهارت لازم برای پیشرویی موفقیت آمیز در پروژه را دارد.

they need a strong leader to spreadhead the changes.

آنها به یک رهبر قوی برای پیشرویی در تغییرات نیاز دارند.

he was appointed to spreadhead the new training program.

او برای پیشرویی در برنامه آموزشی جدید منصوب شد.

the committee will spreadhead discussions on the new policy.

کمیته بحث در مورد سیاست جدید را پیشرو خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید