squar

[ایالات متحده]/skweə(r)/
[بریتانیا]/skwer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقبض مربع؛ عمودی بودن فلانژ
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیsquarer
صفت عالیsquarest

عبارات و ترکیب‌ها

square deal

معامله عادلانه

square one

یک مربع

fair and square

عادلانه و عادلانه

square up

مربع کردن

three square meals

سه وجبه مربع

square away

مربع کردن

square with

مربع با

back to square one

بازگشت به مربع یک

t-square

t-مربع

square root

ریشه مربع

جملات نمونه

the square is in the center of the city.

مربع در مرکز شهر قرار دارد.

he faced the problem squarely.

او به طور کاملاً صادقانه با مشکل روبرو شد.

they are squaring the numbers.

آنها اعداد را مربع می‌کنند.

can you draw a square?

آیا می‌توانی یک مربع رسم کنی؟

let's meet at the square tomorrow.

بیاییم فردا در مربع با هم جمع شویم.

the responsibility lies squarely on him.

مسئولیت به طور کامل بر عهده اوست.

she has a square face.

او چهره‌ای مربع دارد.

he's squaring up for the fight.

او برای مبارزه آماده می‌شود.

the room is not square, it's rectangular.

این اتاق مربع نیست، مستطیل است.

she looked at him squarely in the eyes.

او به طور کاملاً صادقانه به چشمان او نگاه کرد.

keep your shoulders square.

پشت‌هایتان را مربع نگه دارید.

this equation doesn't square with the results.

این معادله با نتایج مطابقت ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید