squelch

[ایالات متحده]/skweltʃ/
[بریتانیا]/skweltʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سرکوب کردن; حذف کردن; له کردن; صدای له شدن تولید کردن

vi. صدای له شدن تولید کردن

n. کنترل صدا; صدای له شدن; ضد استدلال قاطع; توده له شده

عبارات و ترکیب‌ها

squelch a rumor

سرکوب یک شایعه

جملات نمونه

the squelch of their feet.

صدای خفه قدم‌هایشان

squelch sb. with a look of contempt

با نگاه تحقیرآمیز، کسی را ساکت یا سرکوب کردن

squelch sb. with biting sarcasm

کسی را با طعنه گزنده ساکت کنید.

We squelched through the mud.

ما از میان گل و لای با صدای زیاد عبور کردیم.

my feet squelched over marshy ground.

پاهای من روی زمین لجن آلود صدا می‌دادند.

property developers tried to squelch public protest.

توسعه‌دهندگان املاک و مستغلات تلاش کردند اعتراضات عمومی را سرکوب کنند.

bedraggled guests squelched across the lawns to seek shelter.

مهمانان ژولیده در چمن‌ها به دنبال پناهگاه بودند.

نمونه‌های واقعی

You squelch me right when I'm about to soar.

شما درست زمانی که می‌خواهمم پرواز کنم، من را خفه می‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 03

But now was the time to squelch him.

اما اکنون زمان خفه کردن او بود.

منبع: Gone with the Wind

Claire, you always do this. You squelch me.

کلر، شما همیشه این کار را انجام می‌دهید. شما من را خفه می‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 03

Let's review the squelch pile, Phil.

بیایید پشته خفه را بررسی کنیم، فیل.

منبع: Modern Family - Season 03

The pandemic abruptly squelched the swell.

همه‌گیری به طور ناگهانی رشد را خفه کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Some republicans say that the new rules are unfairly enforced squelching conservative voices.

برخی از جمهوری‌خواهان می‌گویند قوانین جدید به طور ناعادلانه اعمال می‌شوند و صدای محافظه‌کاران را خفه می‌کنند.

منبع: VOA Standard English_Americas

But coal projects are also sparking community opposition rare in a country that squelches dissent.

اما پروژه‌های زغال سنگ همچنین باعث ایجاد مخالفت جامعه می‌شوند که در کشوری که با سرکوب اعتراضات مخالف است، نادر است.

منبع: New York Times

Two other major candidates, Elizabeth Warren and Mike Bloomberg, saw their hopes of a comeback squelched.

دو نامزد دیگر اصلی، الیزابت وارن و مایک بلومبرگ، امید خود برای بازگشت را خفه کردند.

منبع: Time

As Harry squelched along the deserted corridor he came across somebody who looked just as preoccupied as he was.

همانطور که هری در حالی که در راهروی متروکه قدم می‌زد، با کسی برخورد کرد که به همان اندازه او درگیر بود.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

They were a way for me to explore and play with ideas, something that was squelched very early on.

این راهی برای من بود تا ایده‌ها را کشف و با آنها بازی کنم، چیزی که خیلی زود سرکوب شد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید