squished bug
حشره له شده
squished sandwich
ساندویچ له شده
squished fruit
میوه له شده
squished toy
اسباب بازی له شده
squished paper
مقوا له شده
squished bugger
حشراتی له شده
squished face
چهره له شده
squished grapes
انگور له شده
squished package
بسته له شده
squished flower
گل له شده
she accidentally squished the bug with her shoe.
او به طور تصادفی حشره را با کفشش له کرد.
the kids squished the playdough into funny shapes.
بچه ها خمیر بازی را به شکل های خنده دار له کردند.
he squished the sandwich in his backpack.
او ساندویچ را در کوله پشتی اش له کرد.
they squished together on the small couch.
آنها روی مبل کوچک به هم چسبیدند.
the car was squished in the narrow parking space.
ماشین در فضای پارک باریک له شده بود.
she squished the fruit to make juice.
او میوه را له کرد تا آب میوه درست کند.
the dog squished its toy between its paws.
سگ اسباب بازی خود را بین پنجه هایش له کرد.
he squished the paper into a ball and threw it away.
او کاغذ را به یک توپ تبدیل کرد و آن را دور انداخت.
the team squished their ideas into a single presentation.
تیم ایده های خود را در یک ارائه واحد خلاصه کرد.
she squished her face against the window to see better.
او صورت خود را به شیشه چسباند تا بهتر ببیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید