squooshed together
فشرده شده در کنار هم
squooshed in
فشرده در
squooshed out
فشرده بیرون
squooshed flat
صاف و فشرده
squooshed down
فشرده به پایین
squooshed up
فشرده به بالا
squooshed tight
سفت و فشرده
squooshed inside
فشرده در داخل
squooshed sideways
فشرده به پهلو
squooshed around
فشرده در اطراف
he felt like he was being squooshed in the crowded subway.
او احساس میکرد که در متروی شلوغ له میشود.
the kids squooshed the playdough into funny shapes.
بچهها خمیر بازی را به شکلهای خندهدار تبدیل کردند.
she squooshed the pillow to make it more comfortable.
او بالش را فشار داد تا راحتتر شود.
after the rain, the ground was all squooshed and muddy.
بعد از باران، زمین کاملاً خیس و گلآلود بود.
the sandwich was so squooshed that it lost its shape.
ساندویچ آنقدر له شده بود که شکل خود را از دست داد.
he squooshed the bug with his shoe.
او حشره را با کفشش له کرد.
they squooshed together on the small couch to watch a movie.
آنها برای تماشای فیلم روی مبل کوچک به هم چسبیدند.
the fruit was so ripe that it squooshed easily in my hand.
میوه آنقدر رسیده بود که به راحتی در دستم له میشد.
she squooshed her face against the glass to see better.
او صورت خود را به شیشه چسباند تا بهتر ببیند.
they squooshed into the tiny car for the road trip.
آنها برای سفر جادهای به سختی خود را در ماشین کوچک جا دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید