staidnesses

[ایالات متحده]/ˈsteɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsteɪdnəsɪz/

ترجمه

n. seriousness و steadiness of character

عبارات و ترکیب‌ها

staidnesses abound

وفاداری‌ها فراوان هستند

embrace staidnesses

وفاداری‌ها را در آغوش بگیرید

appreciate staidnesses

وفاداری‌ها را ارزیابی کنید

exhibit staidnesses

وفاداری‌ها را نشان دهید

cultivate staidnesses

وفاداری‌ها را توسعه دهید

value staidnesses

ارزش وفاداری‌ها را بدانید

find staidnesses

وفاداری‌ها را پیدا کنید

promote staidnesses

وفاداری‌ها را ترویج کنید

reject staidnesses

وفاداری‌ها را رد کنید

define staidnesses

وفاداری‌ها را تعریف کنید

جملات نمونه

his staidnesses often made him appear unapproachable.

ثبات او اغلب باعث می‌شد که غیرقابل دسترس به نظر برسد.

in a world of chaos, her staidnesses provided comfort.

در دنیایی پر هرج و مرج، ثبات او آسایش بخشید.

the staidnesses of the old town attracted many visitors.

ثبات شهر قدیمی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

his staidnesses were appreciated during the crisis.

ثبات او در طول بحران مورد قدردانی قرار گرفت.

she displayed staidnesses that were rare among her peers.

او ثبات‌هایی را نشان داد که در میان همسالانش نادر بود.

the staidnesses of the ceremony added to its solemnity.

ثبات مراسم به شکوه آن افزود.

his staidnesses contrasted sharply with her lively personality.

ثبات او با شخصیت پر جنب و جوش او تفاوت شدیدی داشت.

in meetings, her staidnesses helped keep discussions on track.

در جلسات، ثبات او به حفظ روند بحث‌ها کمک کرد.

the staidnesses of the professor made his lectures more engaging.

ثبات استاد باعث جذاب‌تر شدن سخنرانی‌های او شد.

despite the staidnesses of his demeanor, he had a great sense of humor.

با وجود ثبات رفتارش، او حس شوخ طبعی فوق العاده‌ای داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید