statures

[ایالات متحده]/ˈstætʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈstætʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قد یا ساخت جسمی؛ بلندی ذهنی یا اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

impressive stature

قد با ابهت

physical stature

قد فیزیکی

stature among peers

موقعیت در بین همسالان

جملات نمونه

extinct species of primitive hominid with upright stature but small brain;formerly Pithecanthropus erectus.

گونه منقرض انسان اولیه با قامت ایستاده اما مغز کوچک؛ پیشتر Pithecanthropus erectus.

Can check out fat stature and fattiness rate of person ,supervise and urge you to keep a jimpness figure by reference of your stature ,avoircdpois,wex,etc.

می‌تواند قد و نرخ چربی بدن را بررسی کند، شما را برای حفظ اندامی مناسب با توجه به قد، آوورکدپویز، وکس و غیره، نظارت و تشویق کند.

You see him, high stature, broad shoulder, upright and foursquare and the face with summary duskily belt, show the hale physique with our country peculiar northerner.

شما او را می بینید، با قامت بلند، شانه‌های پهن، راست و چهارگانه و چهره‌ای با کمربند خاکستری خلاصه، نشان دهنده اندام سالم با شمالی عجیب کشور ما.

NS syndrome:dystaxia, spastic paralysis,deafness and mental disability, but normal stature,normal or milder decreased function of thyroid gland.

سندرم NS: دیستاکسی، فلج اسپیستیک، ناشنوایی و ناتوانی ذهنی، اما قد طبیعی، عملکرد طبیعی یا کاهش یافته خفیف غده تیروئید.

14) translocation were noted in patients with short stature, and all of these cases were found to have a specific genetic syndrome – maternal uniparental disomy (UPD) of chromosome 14.

جابجایی در بیماران با قد کوتاه گزارش شد و تمام این موارد دارای یک سندرم ژنتیکی خاص - دیسومی مادری (UPD) کروموزوم 14 بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید