staunches

[ایالات متحده]/stɔːnʧɪz/
[بریتانیا]/stɔːnʧɪz/

ترجمه

v. برای متوقف کردن جریان خون از یک زخم

عبارات و ترکیب‌ها

staunches the flow

جریان را آغاز می‌کند

staunches the wound

زخم را آغاز می‌کند

staunches the bleeding

خونریزی را آغاز می‌کند

staunches the pain

درد را آغاز می‌کند

staunches the tears

اشک‌ها را آغاز می‌کند

staunches the crisis

بحران را آغاز می‌کند

staunches the anger

خشم را آغاز می‌کند

staunches the fear

ترس را آغاز می‌کند

staunches the doubts

شک‌ها را آغاز می‌کند

staunches the rumors

شایعات را آغاز می‌کند

جملات نمونه

she staunches the flow of blood with a clean cloth.

او جریان خون را با یک پارچه تمیز متوقف می‌کند.

the organization staunches the spread of misinformation.

سازمان از گسترش اطلاعات نادرست جلوگیری می‌کند.

he staunches his emotions during the meeting.

او احساسات خود را در طول جلسه کنترل می‌کند.

the firefighter staunches the flames with water.

آتش‌نشان با آب شعله‌ها را خاموش می‌کند.

they staunchly defend their beliefs.

آنها به طور قویانه از باورهای خود دفاع می‌کنند.

the nurse staunches the wound carefully.

پرستار با دقت زخم را متوقف می‌کند.

the community staunches the rise of crime.

جامعه از افزایش جرم و جنایت جلوگیری می‌کند.

she staunches her doubts with evidence.

او با ارائه مدارک تردیدهای خود را از بین می‌برد.

the company staunches its losses through cost-cutting.

شرکت با کاهش هزینه‌ها، ضررهای خود را جبران می‌کند.

he staunches his friends' fears with encouragement.

او با تشویق، ترس‌های دوستان خود را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید