stopss

[ایالات متحده]/stɒps/
[بریتانیا]/stɑːps/

ترجمه

n. ایستگاه؛ محل توقف (شکل جمعی از stop)

عبارات و ترکیب‌ها

stopss here

stopss now

stopss quickly

stopss working

stopss moving

stopss talking

stopss running

stopss playing

stopss driving

stopss thinking

جملات نمونه

the bus stops at the red light.

او هر روز صبح در چراغ قرمز توقف می‌کند.

he stops smoking for health reasons.

باران زمانی که خورشید بالاخره بیرون می‌آید متوقف می‌شود.

she stops by the café every morning.

او قبل از رفتن به سر کار در قهوه‌خانه توقف می‌کند.

they stop talking when the teacher enters.

ساعت قدیمی هر زمان که قطعی برق وجود دارد متوقف می‌شود.

he stops to think before answering.

ساعت من متوقف می‌شود اگر من آن را برای چند روز نپوشم.

the car stops in front of the school.

اتوبوس دقیقاً در ایستگاه تعیین شده توقف می‌کند.

she stops over at her friend's house on the way.

کارخانه در طول فصل تعطیلات تمام تولید را متوقف می‌کند.

the train stops at the next station.

خونریزی پس از اعمال فشار مستقیم متوقف می‌شود.

he stops for a moment to catch his breath.

او وقتی ساعت شش می‌زند کار کردن را متوقف می‌کند.

the program stops abruptly due to an error.

موتور به عنوان یک ویژگی ایمنی به طور خودکار متوقف می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید