stopss here
در اینجا متوقف شوید
stopss now
اکنون متوقف شوید
stopss quickly
سریع متوقف شوید
stopss working
کار کردن را متوقف کنید
stopss moving
حرکت کردن را متوقف کنید
stopss talking
گفتگو را متوقف کنید
stopss running
دویدن را متوقف کنید
stopss playing
بازی کردن را متوقف کنید
stopss driving
رانندگی را متوقف کنید
stopss thinking
فکر کردن را متوقف کنید
the bus stops at the red light.
او هر روز صبح در چراغ قرمز توقف میکند.
he stops smoking for health reasons.
باران زمانی که خورشید بالاخره بیرون میآید متوقف میشود.
she stops by the café every morning.
او قبل از رفتن به سر کار در قهوهخانه توقف میکند.
they stop talking when the teacher enters.
ساعت قدیمی هر زمان که قطعی برق وجود دارد متوقف میشود.
he stops to think before answering.
ساعت من متوقف میشود اگر من آن را برای چند روز نپوشم.
the car stops in front of the school.
اتوبوس دقیقاً در ایستگاه تعیین شده توقف میکند.
she stops over at her friend's house on the way.
کارخانه در طول فصل تعطیلات تمام تولید را متوقف میکند.
the train stops at the next station.
خونریزی پس از اعمال فشار مستقیم متوقف میشود.
he stops for a moment to catch his breath.
او وقتی ساعت شش میزند کار کردن را متوقف میکند.
the program stops abruptly due to an error.
موتور به عنوان یک ویژگی ایمنی به طور خودکار متوقف میشود.
stopss here
در اینجا متوقف شوید
stopss now
اکنون متوقف شوید
stopss quickly
سریع متوقف شوید
stopss working
کار کردن را متوقف کنید
stopss moving
حرکت کردن را متوقف کنید
stopss talking
گفتگو را متوقف کنید
stopss running
دویدن را متوقف کنید
stopss playing
بازی کردن را متوقف کنید
stopss driving
رانندگی را متوقف کنید
stopss thinking
فکر کردن را متوقف کنید
the bus stops at the red light.
او هر روز صبح در چراغ قرمز توقف میکند.
he stops smoking for health reasons.
باران زمانی که خورشید بالاخره بیرون میآید متوقف میشود.
she stops by the café every morning.
او قبل از رفتن به سر کار در قهوهخانه توقف میکند.
they stop talking when the teacher enters.
ساعت قدیمی هر زمان که قطعی برق وجود دارد متوقف میشود.
he stops to think before answering.
ساعت من متوقف میشود اگر من آن را برای چند روز نپوشم.
the car stops in front of the school.
اتوبوس دقیقاً در ایستگاه تعیین شده توقف میکند.
she stops over at her friend's house on the way.
کارخانه در طول فصل تعطیلات تمام تولید را متوقف میکند.
the train stops at the next station.
خونریزی پس از اعمال فشار مستقیم متوقف میشود.
he stops for a moment to catch his breath.
او وقتی ساعت شش میزند کار کردن را متوقف میکند.
the program stops abruptly due to an error.
موتور به عنوان یک ویژگی ایمنی به طور خودکار متوقف میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید