straightaways

[ایالات متحده]/ˌstreɪtə'weɪ/
[بریتانیا]/ˈstretəˌwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بلافاصله; هم‌اکنون.

عبارات و ترکیب‌ها

go straightaway

برو مستقیم

straightaway after

بلافاصله بعد از

جملات نمونه

The dentist said she would do the filling straightaway.

دندانپزشک گفت که بلافاصله پر کرد.

I’ll ask them to send someone out straightaway to fix the car.

من از آن‌ها می‌خواهم که بلافاصله کسی را برای تعمیر ماشین بفرستند.

He came back straightaway, telling me what he thought of me.

او بلافاصله برگشت و به من گفت که درباره من چه فکر می‌کند.

Please respond to the email straightaway.

لطفاً بلافاصله به ایمیل پاسخ دهید.

She left the meeting straightaway after it ended.

او بلافاصله بعد از پایان جلسه از آن خارج شد.

I will start working on the report straightaway.

من بلافاصله شروع به کار روی گزارش خواهم کرد.

He knew he had to apologize straightaway for his mistake.

او می‌دانست که باید بلافاصله برای اشتباهش عذرخواهی کند.

The teacher asked the students to complete the assignment straightaway.

معلم از دانش‌آموزان خواست که بلافاصله تکالیف را انجام دهند.

I will call you straightaway when I arrive at the airport.

من بلافاصله با شما تماس خواهم کرد وقتی به فرودگاه رسیدم.

She decided to book the flight tickets straightaway.

او تصمیم گرفت بلافاصله بلیط‌های هواپیما را رزرو کند.

The manager addressed the issue straightaway to avoid any further delays.

مدیر بلافاصله به این موضوع رسیدگی کرد تا از هرگونه تأخیر بیشتر جلوگیری کند.

He started his new job straightaway after graduating from college.

او بلافاصله پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، شغل جدید خود را شروع کرد.

The doctor recommended starting the treatment straightaway.

پزشک توصیه کرد که درمان را بلافاصله شروع کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید