strategem

[ایالات متحده]/ˈstrætədʒəm/
[بریتانیا]/ˈstrætədʒəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ترفند یا برنامه‌ای که برای کسب مزیت یا غیبت دشمن استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the general devised a clever strategem to capture the enemy fortress.

سرگرمی کلی general یک راهکار هوشمند برای تصرف از قلعه دشمن طراحی کرد.

her marketing strategem proved extremely successful in boosting sales.

راهکار بازاریابی او در افزایش فروش بسیار موفق ثابت شد.

the politician's strategem backfired when the truth was revealed.

راهکار سیاستمدار وقتی که راز آشکار شد، بازخورد منفی داشت.

they used an elaborate strategem to infiltrate the organization.

آنها یک راهکار پیچیده را برای نفوذ به سازمان استفاده کردند.

the company's business strategem focused on expanding into new markets.

راهکار کسب و کار شرکت بر روی گسترش به بازارهای جدید متمرکز بود.

his devious strategem was ultimately uncovered by investigators.

راهکار مکرّب او در نهایت توسط محققان کشف شد.

the spy employed a cunning strategem to extract classified information.

کارآگاه یک راهکار ماهرانه را برای استخراج اطلاعات محرمانه به کار گرفت.

their military strategem involved a surprise attack at dawn.

راهکار نظامی آنها شامل حمله غافلگیرانه در صبح بود.

the team's brilliant strategem secured them the championship.

راهکار برجسته تیم آنها را به قهرمانی رساند.

she developed a clever strategem to bypass the regulations.

او یک راهکار هوشمند برای دور زدن مقررات توسعه داد.

the villain's strategem was foiled by the hero's quick thinking.

راهکار شرور توسط فکر سریع قهرمان مختل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید