strictest rules
قوانین سختگیرانه
strictest sense
سنگینترین معنا
strictest deadline
مهلت تحویل سختگیرانه
strictly speaking
در واقع
stricter policy
سیاست سختگیرانهتر
strictly confidential
کاملاً محرمانه
stricter measures
اقدامات سختگیرانهتر
strictly prohibited
به شدت ممنوع
stricter enforcement
اجرای سختگیرانهتر
strictly adhere
به طور دقیق عمل کنید
the museum has the strictest dress code of any place i've ever been.
موزه سختگیرانهترین قانون لباس را در بین تمام مکانهایی که تا به حال رفتهام دارد.
our company maintains the strictest confidentiality regarding client data.
شرکت ما بالاترین سطح محرمانگی در مورد دادههای مشتری را حفظ میکند.
the judge applied the strictest interpretation of the law in this case.
قاضی در این مورد، سختگیرانهترین تفسیر قانون را اعمال کرد.
she follows the strictest diet to maintain her health and fitness.
او برای حفظ سلامتی و تناسب اندام، سختگیرانهترین رژیم غذایی را دنبال میکند.
the factory operates under the strictest safety regulations.
کارخانه تحت سختگیرانهترین مقررات ایمنی فعالیت میکند.
we enforce the strictest policies against discrimination in the workplace.
ما سیاستهای سختگیرانه علیه تبعیض در محل کار را اجرا میکنیم.
the security team implemented the strictest access controls to the building.
گروه امنیتی سختگیرانهترین کنترلهای دسترسی به ساختمان را اجرا کرد.
the government imposed the strictest travel restrictions during the pandemic.
در طول همهگیری، دولت سختگیرانهترین محدودیتهای سفر را اعمال کرد.
the school has the strictest rules about mobile phone usage.
مدارس سختگیرانهترین قوانین در مورد استفاده از تلفن همراه را دارد.
he is known for having the strictest deadlines in the entire department.
او به داشتن سختگیرانهترین مهلتها در کل بخش معروف است.
the project adhered to the strictest quality control standards.
پروژه مطابق با سختگیرانهترین استانداردهای کنترل کیفیت بود.
strictest rules
قوانین سختگیرانه
strictest sense
سنگینترین معنا
strictest deadline
مهلت تحویل سختگیرانه
strictly speaking
در واقع
stricter policy
سیاست سختگیرانهتر
strictly confidential
کاملاً محرمانه
stricter measures
اقدامات سختگیرانهتر
strictly prohibited
به شدت ممنوع
stricter enforcement
اجرای سختگیرانهتر
strictly adhere
به طور دقیق عمل کنید
the museum has the strictest dress code of any place i've ever been.
موزه سختگیرانهترین قانون لباس را در بین تمام مکانهایی که تا به حال رفتهام دارد.
our company maintains the strictest confidentiality regarding client data.
شرکت ما بالاترین سطح محرمانگی در مورد دادههای مشتری را حفظ میکند.
the judge applied the strictest interpretation of the law in this case.
قاضی در این مورد، سختگیرانهترین تفسیر قانون را اعمال کرد.
she follows the strictest diet to maintain her health and fitness.
او برای حفظ سلامتی و تناسب اندام، سختگیرانهترین رژیم غذایی را دنبال میکند.
the factory operates under the strictest safety regulations.
کارخانه تحت سختگیرانهترین مقررات ایمنی فعالیت میکند.
we enforce the strictest policies against discrimination in the workplace.
ما سیاستهای سختگیرانه علیه تبعیض در محل کار را اجرا میکنیم.
the security team implemented the strictest access controls to the building.
گروه امنیتی سختگیرانهترین کنترلهای دسترسی به ساختمان را اجرا کرد.
the government imposed the strictest travel restrictions during the pandemic.
در طول همهگیری، دولت سختگیرانهترین محدودیتهای سفر را اعمال کرد.
the school has the strictest rules about mobile phone usage.
مدارس سختگیرانهترین قوانین در مورد استفاده از تلفن همراه را دارد.
he is known for having the strictest deadlines in the entire department.
او به داشتن سختگیرانهترین مهلتها در کل بخش معروف است.
the project adhered to the strictest quality control standards.
پروژه مطابق با سختگیرانهترین استانداردهای کنترل کیفیت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید