strop

[ایالات متحده]/strɒp/
[بریتانیا]/strɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خشم؛ ناراحتی
Word Forms
جمعstrops
صفت یا فعل حال استمراریstropping
زمان گذشتهstropped
قسمت سوم فعلstropped
شکل سوم شخص مفردstrops

عبارات و ترکیب‌ها

strop a razor

استرپ تیغ

leather strop

استرپ چرمی

use a strop

از استرپ استفاده کنید

جملات نمونه

Nathalie gets in a strop and makes to leave.

ناتالی عصبی می‌شود و قصد ترک کردن دارد.

He angrily stropped the razor before shaving.

او قبل از اصلاح، تیغ را با خشم strop کرد.

She used a leather strop to sharpen her kitchen knives.

او از یک strop چرمی برای تیز کردن چاقوهای آشپزخانه خود استفاده کرد.

The barber carefully strops his straight razor.

آرایشگر با دقت تیغ صاف خود را strop می‌کند.

The chef always strops his knives before cooking.

سرآشپز همیشه قبل از آشپزی چاقوهای خود را strop می‌کند.

He forgot to strop his knife and struggled to cut the tough meat.

او فراموش کرد چاقویش را strop کند و برای برش دادن گوشت سفت تلاش کرد.

The old man demonstrated how to strop a blade to the young apprentice.

مرد پیر نحوه strop کردن تیغه را به شاگرد جوان نشان داد.

Using a strop regularly can prolong the sharpness of your knives.

استفاده منظم از strop می‌تواند عمر مفید تیزی چاقوهای شما را طولانی کند.

The leather strop is an essential tool for maintaining sharp blades.

Strop چرمی یک ابزار ضروری برای حفظ تیزی تیغه‌ها است.

She watched intently as he stropped the knife with precision.

او با دقت تماشا کرد که او چاقو را با دقت strop می‌کند.

Stropping is a skill that requires patience and practice.

Strop کردن یک مهارت است که نیاز به صبر و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید