| جمع | suasions |
social suasion
اقناع اجتماعی
moral suasion
اقناع اخلاقی
political suasion
اقناع سیاسی
economic suasion
اقناع اقتصادی
legal suasion
اقناع قانونی
public suasion
اقناع عمومی
informal suasion
اقناع غیررسمی
direct suasion
اقناع مستقیم
indirect suasion
اقناع غیرمستقیم
peer suasion
اقناع همسال
his suasion was effective in convincing the committee.
اقناع او در متقاعد کردن کمیته مؤثر بود.
through gentle suasion, she changed his mind.
با استفاده از اقناع ملایم، او نظر او را تغییر داد.
the politician relied on suasion to gain support.
سیاستمدار برای جلب حمایت به اقناع متکی بود.
suasion can often be more powerful than force.
اقناع اغلب می تواند قوی تر از زور باشد.
effective suasion requires understanding your audience.
اقناع مؤثر نیاز به درک مخاطب دارد.
she used her suasion skills to negotiate a better deal.
او از مهارت های اقناع خود برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر استفاده کرد.
his suasion techniques were taught in the workshop.
تکنیک های اقناع او در کارگاه آموزش داده شد.
suasion is an important aspect of leadership.
اقناع جنبه مهمی از رهبری است.
they employed suasion to resolve the conflict peacefully.
آنها از اقناع برای حل صلح آمیز مناقشه استفاده کردند.
her suasion helped the team reach a consensus.
اقناع او به تیم کمک کرد تا به اجماع برسد.
social suasion
اقناع اجتماعی
moral suasion
اقناع اخلاقی
political suasion
اقناع سیاسی
economic suasion
اقناع اقتصادی
legal suasion
اقناع قانونی
public suasion
اقناع عمومی
informal suasion
اقناع غیررسمی
direct suasion
اقناع مستقیم
indirect suasion
اقناع غیرمستقیم
peer suasion
اقناع همسال
his suasion was effective in convincing the committee.
اقناع او در متقاعد کردن کمیته مؤثر بود.
through gentle suasion, she changed his mind.
با استفاده از اقناع ملایم، او نظر او را تغییر داد.
the politician relied on suasion to gain support.
سیاستمدار برای جلب حمایت به اقناع متکی بود.
suasion can often be more powerful than force.
اقناع اغلب می تواند قوی تر از زور باشد.
effective suasion requires understanding your audience.
اقناع مؤثر نیاز به درک مخاطب دارد.
she used her suasion skills to negotiate a better deal.
او از مهارت های اقناع خود برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر استفاده کرد.
his suasion techniques were taught in the workshop.
تکنیک های اقناع او در کارگاه آموزش داده شد.
suasion is an important aspect of leadership.
اقناع جنبه مهمی از رهبری است.
they employed suasion to resolve the conflict peacefully.
آنها از اقناع برای حل صلح آمیز مناقشه استفاده کردند.
her suasion helped the team reach a consensus.
اقناع او به تیم کمک کرد تا به اجماع برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید