subentries

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌɛntri/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌɛntri/

ترجمه

n. یک زیرمجموعه از یک مدخل در یک دیکشنری یا منبع مرجع

عبارات و ترکیب‌ها

subentry example

مثال ورودی

subentry list

لیست ورودی

subentry definition

تعریف ورودی

subentry title

عنوان ورودی

subentry format

فرمت ورودی

subentry reference

ارجاع ورودی

subentry section

بخش ورودی

subentry type

نوع ورودی

subentry code

کد ورودی

subentry note

یادداشت ورودی

جملات نمونه

a subentry in the dictionary can provide more detailed information.

یک زیرورود در فرهنگ لغت می تواند اطلاعات دقیق تری ارائه دهد.

the subentry for "computer" includes various types of devices.

زیرورود "کامپیوتر" شامل انواع مختلف دستگاه ها است.

in the report, each subentry is clearly labeled for easy reference.

در گزارش، هر زیرورود به وضوح برچسب گذاری شده است تا به راحتی قابل ارجاع باشد.

she found a subentry that explained the historical context.

او زیروردی را پیدا کرد که زمینه تاریخی را توضیح می داد.

the book has a detailed subentry on environmental issues.

کتاب دارای یک زیرورود مفصل در مورد مسائل زیست محیطی است.

each subentry in the catalog helps users locate items quickly.

هر زیرورود در کاتالوگ به کاربران کمک می کند تا به سرعت اقلام را پیدا کنند.

the subentry provides examples that clarify the main topic.

زیرورود نمونه هایی را ارائه می دهد که موضوع اصلی را روشن می کنند.

she added a subentry to her research paper for clarity.

او برای وضوح، یک زیرورود به مقاله تحقیقاتی خود اضافه کرد.

the subentry was crucial for understanding the overall concept.

زیرورود برای درک مفهوم کلی حیاتی بود.

in the glossary, each subentry is accompanied by a definition.

در واژه‌نامه، هر زیرورود با تعریفی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید