suborned

[ایالات متحده]/səˈbɔːnd/
[بریتانیا]/səˈbɔrnəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غیرقانونی کسی را فریب دادن یا وادار کردن تا عمل نادرستی را انجام دهد

عبارات و ترکیب‌ها

suborned witness

شهادت‌دهنده رشوه گرفته

suborned testimony

شهادت رشوه گرفته

suborned evidence

گواهی رشوه گرفته

suborned confession

اعتراف رشوه گرفته

suborned act

عمل رشوه گرفته

suborned official

مقامات رشوه گرفته

suborned agreement

توافق رشوه گرفته

suborned juror

داور رشوه گرفته

suborned crime

جرایم رشوه گرفته

suborned bribery

رشوه دادن

جملات نمونه

the lawyer was accused of suborning witnesses to lie in court.

وکیل به اتهام تشویق شاهدان به دروغگویی در دادگاه متهم شد.

he was suborned into committing fraud by his business partner.

او توسط شریک تجاری‌اش به ارتکاب کلاهبرداری تشویق شد.

authorities are investigating claims that officials were suborned.

مقامات در حال بررسی ادعاهایی هستند مبنی بر اینکه مقامات رشوه گرفته اند.

she felt guilty for suborning her friend to cheat on the exam.

او به خاطر تشویق دوستش به تقلب در امتحان احساس گناه می کرد.

suborning someone to commit a crime is a serious offense.

تشویق کسی به ارتکاب جرم یک تخلف جدی است.

they were caught suborning evidence to manipulate the investigation.

آنها در حال دستکاری تحقیقات در حال دستکاری مدارک به دست آمدند.

suborning a public official can lead to severe penalties.

تشویق یک مقام دولتی می تواند منجر به مجازات های شدید شود.

the whistleblower revealed how they were suborned by the company.

افشاگر فاش کرد که چگونه توسط شرکت تشویق شده اند.

he was suborned to change his testimony during the trial.

او برای تغییر شهادت خود در دادگاه تشویق شد.

suborning a witness is a tactic often used in corrupt practices.

تشویق شاهدان تاکتیکی است که اغلب در روش های فاسد استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید