subpart

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌpɑːt/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌpɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جزء یا بخش از یک قسمت بزرگتر
Word Forms
جمعsubparts

عبارات و ترکیب‌ها

subpart analysis

تحلیل زیربخش

subpart classification

طبقه بندی زیربخش

subpart requirements

الزامات زیربخش

subpart review

بررسی زیربخش

subpart definition

تعریف زیربخش

subpart documentation

مستندات زیربخش

subpart design

طراحی زیربخش

subpart implementation

اجرای زیربخش

subpart evaluation

ارزیابی زیربخش

subpart structure

ساختار زیربخش

جملات نمونه

the subpart of the report needs further analysis.

بخش فرعی گزارش نیاز به بررسی بیشتر دارد.

each subpart of the project has its own deadlines.

هر بخش فرعی از پروژه ضرب‌الاجل خاص خود را دارد.

we will discuss the subpart related to marketing strategies.

ما بخش فرعی مربوط به استراتژی‌های بازاریابی را مورد بحث قرار خواهیم داد.

make sure to complete the subpart before the meeting.

مطمئن شوید که قبل از جلسه بخش فرعی را تکمیل کنید.

the subpart was well-received by the team.

بخش فرعی به خوبی توسط تیم مورد استقبال قرار گرفت.

each subpart contributes to the overall success of the plan.

هر بخش فرعی به موفقیت کلی طرح کمک می‌کند.

we need to review the subpart for any errors.

ما باید بخش فرعی را برای هرگونه اشتباه بررسی کنیم.

can you explain the subpart in more detail?

آیا می‌توانید بخش فرعی را با جزئیات بیشتر توضیح دهید؟

the subpart includes several important findings.

بخش فرعی شامل یافته‌های مهم متعددی است.

understanding the subpart is crucial for the analysis.

درک بخش فرعی برای تجزیه و تحلیل بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید