suckers fall
خیانتکاران فرود میآیند
fooling suckers
خیانتکاران را در گمراهی داشتن
suckers for it
خیانتکاران برای آن
sucker born
خیانتکار به دنیا آمده است
sucker punch
ضربه خیانتکار
sucker's choice
انتخاب خیانتکار
suckered in
در گمراهی خیانتکار شدهاند
sucker for love
خیانتکار عاشق
suckers believe
خیانتکاران باور میکنند
sucker's game
بازی خیانتکار
don't be a sucker and fall for that scam.
در این گول نیرو نروید.
the company exploited its customers like suckers.
شرکت مشتریان خود را مانند افراد غافلگیر شده استفاده کرد.
he felt like a sucker after losing all his money.
پس از از دست دادن تمام پولش، او احساس میکرد غافلگیر شده است.
they got suckered into buying a worthless product.
آنها به خرید یک محصول بیارزش وادار شدند.
don't be a sucker; do your research first.
در این گول نیرو نروید؛ ابتدا تحقیق کنید.
the politician was accused of sucking up to the voters.
سیاستمدار به خاطر اینکه از رایدهندگان گرفتار میشد، متهم شد.
he's a sucker for a sob story.
او به داستانهای احساسی گرفتار میشود.
they suckered him into signing the contract.
آنها او را وادار کردند تا قرارداد را امضا کند.
the con artist targeted naive suckers.
کلاهبردار به افراد غافلگیر و نابغههای ساده هدف قرار داد.
don't be a sucker for their marketing tactics.
در تکنیکهای بازاریابی آنها گول نیرو نروید.
he's such a sucker for stray animals.
او به چنین حیوانات بیخانمانهای گرفتار میشود.
suckers fall
خیانتکاران فرود میآیند
fooling suckers
خیانتکاران را در گمراهی داشتن
suckers for it
خیانتکاران برای آن
sucker born
خیانتکار به دنیا آمده است
sucker punch
ضربه خیانتکار
sucker's choice
انتخاب خیانتکار
suckered in
در گمراهی خیانتکار شدهاند
sucker for love
خیانتکار عاشق
suckers believe
خیانتکاران باور میکنند
sucker's game
بازی خیانتکار
don't be a sucker and fall for that scam.
در این گول نیرو نروید.
the company exploited its customers like suckers.
شرکت مشتریان خود را مانند افراد غافلگیر شده استفاده کرد.
he felt like a sucker after losing all his money.
پس از از دست دادن تمام پولش، او احساس میکرد غافلگیر شده است.
they got suckered into buying a worthless product.
آنها به خرید یک محصول بیارزش وادار شدند.
don't be a sucker; do your research first.
در این گول نیرو نروید؛ ابتدا تحقیق کنید.
the politician was accused of sucking up to the voters.
سیاستمدار به خاطر اینکه از رایدهندگان گرفتار میشد، متهم شد.
he's a sucker for a sob story.
او به داستانهای احساسی گرفتار میشود.
they suckered him into signing the contract.
آنها او را وادار کردند تا قرارداد را امضا کند.
the con artist targeted naive suckers.
کلاهبردار به افراد غافلگیر و نابغههای ساده هدف قرار داد.
don't be a sucker for their marketing tactics.
در تکنیکهای بازاریابی آنها گول نیرو نروید.
he's such a sucker for stray animals.
او به چنین حیوانات بیخانمانهای گرفتار میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید