superficies

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈfɪʃiːz/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈfɪʃiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح، ظاهری، خارجی؛ سطح، لایه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

superficies area

مساحت سطح

superficies tension

کشش سطح

superficies texture

بافت سطح

superficies contact

تماس سطح

superficies finish

پرداخت سطح

superficies measurement

اندازه‌گیری سطح

superficies characteristics

ویژگی‌های سطح

superficies coating

پوشش سطح

superficies properties

خواص سطح

superficies analysis

تجزیه و تحلیل سطح

جملات نمونه

superficies can refer to the outer layer of any object.

سطح می‌تواند به لایه بیرونی هر شیئی اشاره کند.

the superficies of the land was covered in grass.

سطح زمین پوشیده از چمن بود.

we need to measure the superficies for the new project.

ما باید سطح را برای پروژه جدید اندازه گیری کنیم.

superficies is an important concept in geometry.

سطح یک مفهوم مهم در هندسه است.

the superficies of the painting was damaged by moisture.

سطح نقاشی توسط رطوبت آسیب دیده بود.

understanding the superficies helps in material selection.

درک سطح به انتخاب مواد کمک می کند.

the superficies of the water was calm and still.

سطح آب آرام و ساکن بود.

in architecture, the superficies plays a vital role in design.

در معماری، سطح نقش حیاتی در طراحی دارد.

the scientist examined the superficies under a microscope.

دانشمند سطح را با استفاده از میکروسکوپ بررسی کرد.

superficies can affect the performance of various materials.

سطح می تواند بر عملکرد مواد مختلف تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید