superposed layers
لایههای رویهمانداخته
superposed images
تصاویر رویهمانداخته
superposed functions
توابعی که روی هم قرار گرفتهاند
superposed waves
امواج رویهمانداخته
superposed fields
زمینههای رویهمانداخته
superposed states
حالتهای رویهمانداخته
superposed signals
سیگنالهای رویهمانداخته
superposed patterns
الگوهای رویهمانداخته
superposed effects
اثرات رویهمانداخته
superposed structures
ساختارهای رویهمانداخته
the two images were superposed to create a 3d effect.
دو تصویر برای ایجاد جلوهای سهبعدی روی هم قرار داده شدند.
in the experiment, the waves were superposed to observe interference patterns.
در این آزمایش، برای مشاهده الگوهای تداخل، امواج روی هم قرار داده شدند.
she superposed her voice over the music track.
او صدای خود را روی آهنگ قرار داد.
the architect superposed multiple designs to find the best layout.
معمار طرحهای مختلفی را روی هم قرار داد تا بهترین طرح را پیدا کند.
superposed layers of paint give the artwork depth.
لایههای رنگ روی هم قرار گرفته به اثر هنری عمق میبخشند.
in geology, rock layers can be superposed to understand earth's history.
در زمینشناسی، میتوان لایههای سنگ را روی هم قرار داد تا تاریخ زمین را درک کرد.
the two graphs were superposed to compare the data effectively.
دو نمودار روی هم قرار داده شدند تا دادهها به طور مؤثر مقایسه شوند.
superposed images can reveal hidden details in photographs.
تصاویر روی هم قرار گرفته میتوانند جزئیات پنهان را در عکسها آشکار کنند.
the teacher superposed the concepts to help students understand better.
معلم مفاهیم را روی هم قرار داد تا به دانشآموزان کمک کند بهتر درک کنند.
they superposed the old map on the current one to show changes.
آنها نقشه قدیمی را روی نقشه فعلی قرار دادند تا تغییرات را نشان دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید