| جمع | suppos |
support system
سیستم پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی از
supposed to
باید
support group
گروه پشتیبانی
technical support
پشتیبانی فنی
customer support
پشتیبانی مشتری
emotional support
پشتیبانی عاطفی
i suppose
من فکر می کنم
support each other
هر کدام به دیگری پشتیبانی کنید
suppose so
اینطور فکر می کنم
the researchers supposed that the result was an anomaly.
پژوهشگران فرض کردند که نتیجه یک پدیده غیرمعمول بود.
this money is supposed to cover your travel expenses.
این پول برای پوشش هزینههای سفر شما در نظر گرفته شده است.
guests are supposed to check out by noon.
مهمانان باید تا ظهر خروج کنند.
he is widely supposed to be the next ceo.
او به طور گسترده فرض میشود که سیئیاو بعدی خواهد بود.
let us suppose for a moment that you are right.
برای یک لحظه فرض کنیم که شما درست هستید.
the new policy is supposed to reduce carbon emissions.
سیاست جدید برای کاهش انتشارات کربنی در نظر گرفته شده است.
i was supposed to call her yesterday.
من باید دیروز با او تماس گرفته بودم.
logic supposed that the premises were true.
منطق فرض میکرد که پیشنیازها درست هستند.
everything was supposed to go according to plan.
همه چیز باید طبق برنامه پیش میرفت.
he supposed that he would have to apologize.
او فرض کرد که باید عذرخواهی کند.
who is supposed to chair the meeting today?
کی امروز رئیس جلسه را دارد؟
you are supposed to sign the contract here.
شما باید اینجا قرارداد را امضا کنید.
support system
سیستم پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی از
supposed to
باید
support group
گروه پشتیبانی
technical support
پشتیبانی فنی
customer support
پشتیبانی مشتری
emotional support
پشتیبانی عاطفی
i suppose
من فکر می کنم
support each other
هر کدام به دیگری پشتیبانی کنید
suppose so
اینطور فکر می کنم
the researchers supposed that the result was an anomaly.
پژوهشگران فرض کردند که نتیجه یک پدیده غیرمعمول بود.
this money is supposed to cover your travel expenses.
این پول برای پوشش هزینههای سفر شما در نظر گرفته شده است.
guests are supposed to check out by noon.
مهمانان باید تا ظهر خروج کنند.
he is widely supposed to be the next ceo.
او به طور گسترده فرض میشود که سیئیاو بعدی خواهد بود.
let us suppose for a moment that you are right.
برای یک لحظه فرض کنیم که شما درست هستید.
the new policy is supposed to reduce carbon emissions.
سیاست جدید برای کاهش انتشارات کربنی در نظر گرفته شده است.
i was supposed to call her yesterday.
من باید دیروز با او تماس گرفته بودم.
logic supposed that the premises were true.
منطق فرض میکرد که پیشنیازها درست هستند.
everything was supposed to go according to plan.
همه چیز باید طبق برنامه پیش میرفت.
he supposed that he would have to apologize.
او فرض کرد که باید عذرخواهی کند.
who is supposed to chair the meeting today?
کی امروز رئیس جلسه را دارد؟
you are supposed to sign the contract here.
شما باید اینجا قرارداد را امضا کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید