suppurated wound
ترک زخم چرکی
suppurated infection
عفونت چرکی
suppurated abscess
آبسه چرکی
suppurated tissue
بافت چرکی
suppurated lesions
ضایعات چرکی
suppurated drainage
ترشحات چرکی
suppurated area
منطقه چرکی
suppurated fluid
مایع چرکی
suppurated site
محل چرکی
suppurated condition
وضعیت چرکی
the wound has suppurated, requiring immediate medical attention.
زخم متورک شده، نیاز به مراقبتهای پزشکی فوری دارد.
after a few days, the infection began to suppurate.
پس از چند روز، عفونت شروع به چرکی کردن کرد.
the doctor examined the area and found that it had suppurated.
پزشک منطقه را معاینه کرد و متوجه شد که چرکی شده است.
it is important to clean the area if it starts to suppurate.
اگر ناحیه شروع به چرکی کردن کرد، تمیز کردن آن مهم است.
suppurated lesions can be a sign of a serious infection.
ضایعات چرکی میتوانند نشانهای از یک عفونت جدی باشند.
he was concerned when he noticed that his cut had suppurated.
او نگران بود وقتی متوجه شد که بریدگی او چرکی شده است.
antibiotics are often prescribed when a wound suppurates.
آنتیبیوتیکها اغلب زمانی تجویز میشوند که یک زخم چرکی شود.
the vet said the abscess had suppurated and needed to be drained.
دامپزشک گفت آبسه چرکی شده و نیاز به تخلیه دارد.
suppurated wound
ترک زخم چرکی
suppurated infection
عفونت چرکی
suppurated abscess
آبسه چرکی
suppurated tissue
بافت چرکی
suppurated lesions
ضایعات چرکی
suppurated drainage
ترشحات چرکی
suppurated area
منطقه چرکی
suppurated fluid
مایع چرکی
suppurated site
محل چرکی
suppurated condition
وضعیت چرکی
the wound has suppurated, requiring immediate medical attention.
زخم متورک شده، نیاز به مراقبتهای پزشکی فوری دارد.
after a few days, the infection began to suppurate.
پس از چند روز، عفونت شروع به چرکی کردن کرد.
the doctor examined the area and found that it had suppurated.
پزشک منطقه را معاینه کرد و متوجه شد که چرکی شده است.
it is important to clean the area if it starts to suppurate.
اگر ناحیه شروع به چرکی کردن کرد، تمیز کردن آن مهم است.
suppurated lesions can be a sign of a serious infection.
ضایعات چرکی میتوانند نشانهای از یک عفونت جدی باشند.
he was concerned when he noticed that his cut had suppurated.
او نگران بود وقتی متوجه شد که بریدگی او چرکی شده است.
antibiotics are often prescribed when a wound suppurates.
آنتیبیوتیکها اغلب زمانی تجویز میشوند که یک زخم چرکی شود.
the vet said the abscess had suppurated and needed to be drained.
دامپزشک گفت آبسه چرکی شده و نیاز به تخلیه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید