| جمع | surceases |
surcease of action
خاتمه دادن به اقدام
surcease of pain
خاتمه دادن به درد
surcease from strife
خاتمه دادن به کشمکش
surcease of grief
خاتمه دادن به غم
surcease to exist
خاتمه دادن به وجود
surcease of conflict
خاتمه دادن به درگیری
surcease from worry
خاتمه دادن به نگرانی
surcease of duty
خاتمه دادن به وظیفه
surcease of labor
خاتمه دادن به تلاش
surcease of effort
خاتمه دادن به کوشش
there was a surcease of hostilities after the peace treaty.
پس از پیمان صلح، آتشبازی متوقف شد.
she hoped for a surcease of her troubles.
او امیدوار بود که مشکلاتش پایان یابد.
with the rain, there was a surcease of outdoor activities.
با باران، فعالیتهای فضای باز متوقف شد.
they prayed for a surcease of the storm.
آنها برای پایان طوفان دعا کردند.
the doctor assured him that there would be a surcease of pain soon.
پزشک به او اطمینان داد که دردش به زودی پایان خواهد یافت.
after the meeting, there was a surcease of tensions among the team.
پس از جلسه، تنشها در بین اعضای تیم کاهش یافت.
the surcease of the noise allowed her to concentrate better.
کاهش صدا به او اجازه داد بهتر تمرکز کند.
he longed for a surcease from his daily grind.
او دلش میخواست از کار روزمره خود رهایی یابد.
after the intervention, there was a surcease of the family's conflicts.
پس از مداخله، درگیریهای خانوادهای پایان یافت.
she found a surcease from her worries in meditation.
او در مدیتیشن، آرامشی از نگرانیهای خود یافت.
surcease of action
خاتمه دادن به اقدام
surcease of pain
خاتمه دادن به درد
surcease from strife
خاتمه دادن به کشمکش
surcease of grief
خاتمه دادن به غم
surcease to exist
خاتمه دادن به وجود
surcease of conflict
خاتمه دادن به درگیری
surcease from worry
خاتمه دادن به نگرانی
surcease of duty
خاتمه دادن به وظیفه
surcease of labor
خاتمه دادن به تلاش
surcease of effort
خاتمه دادن به کوشش
there was a surcease of hostilities after the peace treaty.
پس از پیمان صلح، آتشبازی متوقف شد.
she hoped for a surcease of her troubles.
او امیدوار بود که مشکلاتش پایان یابد.
with the rain, there was a surcease of outdoor activities.
با باران، فعالیتهای فضای باز متوقف شد.
they prayed for a surcease of the storm.
آنها برای پایان طوفان دعا کردند.
the doctor assured him that there would be a surcease of pain soon.
پزشک به او اطمینان داد که دردش به زودی پایان خواهد یافت.
after the meeting, there was a surcease of tensions among the team.
پس از جلسه، تنشها در بین اعضای تیم کاهش یافت.
the surcease of the noise allowed her to concentrate better.
کاهش صدا به او اجازه داد بهتر تمرکز کند.
he longed for a surcease from his daily grind.
او دلش میخواست از کار روزمره خود رهایی یابد.
after the intervention, there was a surcease of the family's conflicts.
پس از مداخله، درگیریهای خانوادهای پایان یافت.
she found a surcease from her worries in meditation.
او در مدیتیشن، آرامشی از نگرانیهای خود یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید