suspecting

[ایالات متحده]/səˈspɛktɪŋ/
[بریتانیا]/səˈspɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعتقاد یا تصور داشتن که کسی در مورد چیزی گناهکار است

عبارات و ترکیب‌ها

suspecting foul play

مشکوک بودن به دستکاری

suspecting the worst

ترسیدن از بدترین حالت

suspecting a lie

شک کردن به دروغ گفتن

suspecting his motives

شک کردن به انگیزه‌هایش

suspecting her intentions

شک کردن به مقاصدش

suspecting something

شک داشتن به چیزی

suspecting foul intentions

مشکوک بودن به نیات پلید

suspecting a setup

شک داشتن به یک تله

suspecting a conspiracy

شک داشتن به یک توطئه

suspecting the truth

شک کردن به حقیقت

جملات نمونه

she is suspecting that he is hiding something.

او مشکوک است که او چیزی را پنهان می‌کند.

the police are suspecting him of the crime.

پلیس او را به ارتکاب جرم مشکوک است.

he was suspecting her motives for helping.

او به انگیزه‌های او برای کمک مشکوک بود.

they are suspecting foul play in the investigation.

آنها به بازی موشی در تحقیقات مشکوک هستند.

she kept suspecting that someone was following her.

او همچنان مشکوک بود که کسی او را تعقیب می‌کند.

he is suspecting that his friend is lying to him.

او مشکوک است که دوستش با او دروغ می‌گوید.

the teacher is suspecting cheating during the exam.

معلم به تقلب در امتحان مشکوک است.

she began suspecting that her coworkers were gossiping about her.

او شروع به مشکوک شدن کرد که همکارانش درباره او غیبت می‌کنند.

he was suspecting that the package was tampered with.

او مشکوک بود که بسته دستکاری شده باشد.

they are suspecting a security breach in the system.

آنها به نقض امنیتی در سیستم مشکوک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید