heightened suspiciousnesses
افزایش مشکوکیتها
increased suspiciousnesses
افزایش مشکوکیتها
persistent suspiciousnesses
مشکوکیتهای مداوم
unwarranted suspiciousnesses
مشکوکیتهای غیرضروری
general suspiciousnesses
مشکوکیتهای عمومی
unusual suspiciousnesses
مشکوکیتهای غیرمعمول
cultural suspiciousnesses
مشکوکیتهای فرهنگی
social suspiciousnesses
مشکوکیتهای اجتماعی
individual suspiciousnesses
مشکوکیتهای فردی
systematic suspiciousnesses
مشکوکیتهای سیستماتیک
his suspiciousnesses about the new policy were evident.
ابهاماتی که او در مورد سیاست جدید داشت، آشکار بود.
she expressed her suspiciousnesses regarding his motives.
او ابهاماتی در مورد انگیزههای او ابراز کرد.
the suspiciousnesses of the witnesses raised concerns.
ابهاماتی که شاهدان داشتند، نگرانیها را برانگیخت.
his suspiciousnesses often made him feel isolated.
ابهامات او اغلب باعث میشد احساس انزوا کند.
they shared their suspiciousnesses about the investigation.
آنها ابهاماتی در مورد تحقیقات خود به اشتراک گذاشتند.
her suspiciousnesses led to a breakdown in trust.
ابهامات او منجر به فروپاشی اعتماد شد.
he often questioned the suspiciousnesses of others.
او اغلب انگیزههای دیگران را زیر سوال میبرد.
despite his suspiciousnesses, he decided to proceed.
با وجود ابهاماتی که داشت، تصمیم گرفت ادامه دهد.
the suspiciousnesses in her voice were hard to ignore.
ابهاماتی که در صدای او وجود داشت، سخت بود نادیده بگیرند.
addressing his suspiciousnesses was crucial for the team.
رسیدگی به ابهامات او برای تیم بسیار مهم بود.
heightened suspiciousnesses
افزایش مشکوکیتها
increased suspiciousnesses
افزایش مشکوکیتها
persistent suspiciousnesses
مشکوکیتهای مداوم
unwarranted suspiciousnesses
مشکوکیتهای غیرضروری
general suspiciousnesses
مشکوکیتهای عمومی
unusual suspiciousnesses
مشکوکیتهای غیرمعمول
cultural suspiciousnesses
مشکوکیتهای فرهنگی
social suspiciousnesses
مشکوکیتهای اجتماعی
individual suspiciousnesses
مشکوکیتهای فردی
systematic suspiciousnesses
مشکوکیتهای سیستماتیک
his suspiciousnesses about the new policy were evident.
ابهاماتی که او در مورد سیاست جدید داشت، آشکار بود.
she expressed her suspiciousnesses regarding his motives.
او ابهاماتی در مورد انگیزههای او ابراز کرد.
the suspiciousnesses of the witnesses raised concerns.
ابهاماتی که شاهدان داشتند، نگرانیها را برانگیخت.
his suspiciousnesses often made him feel isolated.
ابهامات او اغلب باعث میشد احساس انزوا کند.
they shared their suspiciousnesses about the investigation.
آنها ابهاماتی در مورد تحقیقات خود به اشتراک گذاشتند.
her suspiciousnesses led to a breakdown in trust.
ابهامات او منجر به فروپاشی اعتماد شد.
he often questioned the suspiciousnesses of others.
او اغلب انگیزههای دیگران را زیر سوال میبرد.
despite his suspiciousnesses, he decided to proceed.
با وجود ابهاماتی که داشت، تصمیم گرفت ادامه دهد.
the suspiciousnesses in her voice were hard to ignore.
ابهاماتی که در صدای او وجود داشت، سخت بود نادیده بگیرند.
addressing his suspiciousnesses was crucial for the team.
رسیدگی به ابهامات او برای تیم بسیار مهم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید