unswaddle the baby
چربیهای بچه را باز کن
unswaddled and warm
چربیهای گرم و باز شده
carefully unswaddle
به دقت چربیها را باز کن
unswaddle gently
به آرامی چربیها را باز کن
they unswaddled him
آنها او را چربی کردند
unswaddle completely
کاملاً چربیها را باز کن
unswaddle now
همین حالا چربیها را باز کن
unswaddled child
کودک چربیشده
we need to unswaddle the baby before changing his diaper.
باید نوزاد را قبل از تغییر دستکش پرچم بگشاییم.
carefully unswaddle the newborn to check for any rashes.
نوزاد را با دقت پرچم بگشایید تا از هر گونه پوسته پوسته بررسی کنید.
she gently unswaddled the infant and held him close.
او نوزاد را به آرامی پرچم بگشاند و به او نزدیک میشود.
the nurse will unswaddle the baby to take his temperature.
میپزشک نوزاد را پرچم بگشاند تا دمای او را بگیرد.
don't unswaddle the baby in a drafty room.
نوزاد را در یک اتاق با جریان هوا پرچم نگذارید.
after feeding, we unswaddled him and let him stretch.
پس از غذا دادن، او را پرچم بگشانیم و به او اجازه دهید کشیده شود.
she decided to unswaddle the baby to see if he was too warm.
او تصمیم گرفت نوزاد را پرچم بگشاند تا ببیند آیا چیزی زیاد گرم است یا خیر.
the therapist suggested we unswaddle the baby more often.
درمانگر پیشنهاد داد که بیشتر نوزاد را پرچم بگشانیم.
he unswaddled the child to examine his tiny hands and feet.
او کودک را پرچم بگشاند تا دست و پای کوچک او را بررسی کند.
it's important to unswaddle the baby periodically for comfort.
اهمیت دارد که نوزاد را به طور دورهای پرچم بگشانید تا راحتی داشته باشد.
we unswaddled the baby and noticed he was sweating.
ما نوزاد را پرچم بگشانیم و متوجه شدیم که او درحال ریزش بود.
unswaddle the baby
چربیهای بچه را باز کن
unswaddled and warm
چربیهای گرم و باز شده
carefully unswaddle
به دقت چربیها را باز کن
unswaddle gently
به آرامی چربیها را باز کن
they unswaddled him
آنها او را چربی کردند
unswaddle completely
کاملاً چربیها را باز کن
unswaddle now
همین حالا چربیها را باز کن
unswaddled child
کودک چربیشده
we need to unswaddle the baby before changing his diaper.
باید نوزاد را قبل از تغییر دستکش پرچم بگشاییم.
carefully unswaddle the newborn to check for any rashes.
نوزاد را با دقت پرچم بگشایید تا از هر گونه پوسته پوسته بررسی کنید.
she gently unswaddled the infant and held him close.
او نوزاد را به آرامی پرچم بگشاند و به او نزدیک میشود.
the nurse will unswaddle the baby to take his temperature.
میپزشک نوزاد را پرچم بگشاند تا دمای او را بگیرد.
don't unswaddle the baby in a drafty room.
نوزاد را در یک اتاق با جریان هوا پرچم نگذارید.
after feeding, we unswaddled him and let him stretch.
پس از غذا دادن، او را پرچم بگشانیم و به او اجازه دهید کشیده شود.
she decided to unswaddle the baby to see if he was too warm.
او تصمیم گرفت نوزاد را پرچم بگشاند تا ببیند آیا چیزی زیاد گرم است یا خیر.
the therapist suggested we unswaddle the baby more often.
درمانگر پیشنهاد داد که بیشتر نوزاد را پرچم بگشانیم.
he unswaddled the child to examine his tiny hands and feet.
او کودک را پرچم بگشاند تا دست و پای کوچک او را بررسی کند.
it's important to unswaddle the baby periodically for comfort.
اهمیت دارد که نوزاد را به طور دورهای پرچم بگشانید تا راحتی داشته باشد.
we unswaddled the baby and noticed he was sweating.
ما نوزاد را پرچم بگشانیم و متوجه شدیم که او درحال ریزش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید