| جمع | swimmies |
swimmy fish
ماهی شناور
swimmy water
آب شناور
swimmy pool
استخر شناور
swimmy sea
دریا شناور
swimmy waves
امواج شناور
swimmy turtle
لاک پشت شناور
swimmy dolphins
دلفین های شناور
swimmy friends
دوستان شناور
swimmy fun
سرگرمی شناور
swimmy adventure
ماجراجویی شناور
my dog loves to swimmy in the pool.
سگ من عاشق شنا کردن در استخر است.
the children were swimmy around in the lake.
کودکان در حال شنا کردن در دریاچه بودند.
she feels swimmy after swimming for an hour.
او بعد از یک ساعت شنا کردن احساس خستگی میکند.
we saw a swimmy fish in the aquarium.
ما یک ماهی شناگر در آکواریوم دیدیم.
he enjoys a swimmy workout at the gym.
او از یک تمرین شنا در باشگاه لذت میبرد.
after the swimmy session, they felt refreshed.
بعد از جلسه شنا، آنها احساس تازگی کردند.
the swimmy waves were perfect for surfing.
امواج شناگر برای موجسواری عالی بودند.
she has a swimmy style that is very graceful.
او سبکی شنا دارد که بسیار ظریف است.
during summer, i love to have swimmy parties.
در طول تابستان، من عاشق برگزاری مهمانیهای شنا هستم.
he felt a bit swimmy after diving into the cold water.
او بعد از شیرجه زدن در آب سرد کمی احساس خستگی کرد.
swimmy fish
ماهی شناور
swimmy water
آب شناور
swimmy pool
استخر شناور
swimmy sea
دریا شناور
swimmy waves
امواج شناور
swimmy turtle
لاک پشت شناور
swimmy dolphins
دلفین های شناور
swimmy friends
دوستان شناور
swimmy fun
سرگرمی شناور
swimmy adventure
ماجراجویی شناور
my dog loves to swimmy in the pool.
سگ من عاشق شنا کردن در استخر است.
the children were swimmy around in the lake.
کودکان در حال شنا کردن در دریاچه بودند.
she feels swimmy after swimming for an hour.
او بعد از یک ساعت شنا کردن احساس خستگی میکند.
we saw a swimmy fish in the aquarium.
ما یک ماهی شناگر در آکواریوم دیدیم.
he enjoys a swimmy workout at the gym.
او از یک تمرین شنا در باشگاه لذت میبرد.
after the swimmy session, they felt refreshed.
بعد از جلسه شنا، آنها احساس تازگی کردند.
the swimmy waves were perfect for surfing.
امواج شناگر برای موجسواری عالی بودند.
she has a swimmy style that is very graceful.
او سبکی شنا دارد که بسیار ظریف است.
during summer, i love to have swimmy parties.
در طول تابستان، من عاشق برگزاری مهمانیهای شنا هستم.
he felt a bit swimmy after diving into the cold water.
او بعد از شیرجه زدن در آب سرد کمی احساس خستگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید