swopped

[ایالات متحده]/swɒpt/
[بریتانیا]/swɑːpt/

ترجمه

vt. تعویض کردن; جایگزین کردن
n. تعویض; مبادله

عبارات و ترکیب‌ها

swopped places

جایگزینی

swopped roles

جایگزینی نقش‌ها

swopped teams

جایگزینی تیم‌ها

swopped ideas

جایگزینی ایده‌ها

swopped jobs

جایگزینی شغل‌ها

swopped gifts

جایگزینی هدایا

swopped stories

جایگزینی داستان‌ها

swopped seats

جایگزینی صندلی‌ها

swopped outfits

جایگزینی لباس‌ها

swopped experiences

جایگزینی تجربیات

جملات نمونه

we swopped our old books for new ones.

ما کتاب‌های قدیمی خود را با کتاب‌های جدید عوض کردیم.

they swopped seats during the concert.

آنها در حین کنسرت صندلی‌ها را عوض کردند.

she swopped recipes with her neighbor.

او دستور العمل‌ها را با همسایه‌اش عوض کرد.

he swopped his bike for a skateboard.

او دوچرخه خود را با یک اسکیت بورد عوض کرد.

we swopped stories about our travels.

ما داستان‌هایی در مورد سفر‌هایمان با هم عوض کردیم.

they swopped ideas on how to improve the project.

آنها ایده‌هایی در مورد نحوه بهبود پروژه با هم عوض کردند.

she swopped her dress with a friend for the party.

او لباسش را برای مهمانی با یک دوست عوض کرد.

we swopped our plans for the weekend.

ما برنامه‌های آخر هفته خود را عوض کردیم.

he swopped his lunch with a colleague.

او ناهارش را با یک همکار عوض کرد.

they swopped contact information after the meeting.

آنها اطلاعات تماس خود را بعد از جلسه با هم عوض کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید