swopped places
جایگزینی
swopped roles
جایگزینی نقشها
swopped teams
جایگزینی تیمها
swopped ideas
جایگزینی ایدهها
swopped jobs
جایگزینی شغلها
swopped gifts
جایگزینی هدایا
swopped stories
جایگزینی داستانها
swopped seats
جایگزینی صندلیها
swopped outfits
جایگزینی لباسها
swopped experiences
جایگزینی تجربیات
we swopped our old books for new ones.
ما کتابهای قدیمی خود را با کتابهای جدید عوض کردیم.
they swopped seats during the concert.
آنها در حین کنسرت صندلیها را عوض کردند.
she swopped recipes with her neighbor.
او دستور العملها را با همسایهاش عوض کرد.
he swopped his bike for a skateboard.
او دوچرخه خود را با یک اسکیت بورد عوض کرد.
we swopped stories about our travels.
ما داستانهایی در مورد سفرهایمان با هم عوض کردیم.
they swopped ideas on how to improve the project.
آنها ایدههایی در مورد نحوه بهبود پروژه با هم عوض کردند.
she swopped her dress with a friend for the party.
او لباسش را برای مهمانی با یک دوست عوض کرد.
we swopped our plans for the weekend.
ما برنامههای آخر هفته خود را عوض کردیم.
he swopped his lunch with a colleague.
او ناهارش را با یک همکار عوض کرد.
they swopped contact information after the meeting.
آنها اطلاعات تماس خود را بعد از جلسه با هم عوض کردند.
swopped places
جایگزینی
swopped roles
جایگزینی نقشها
swopped teams
جایگزینی تیمها
swopped ideas
جایگزینی ایدهها
swopped jobs
جایگزینی شغلها
swopped gifts
جایگزینی هدایا
swopped stories
جایگزینی داستانها
swopped seats
جایگزینی صندلیها
swopped outfits
جایگزینی لباسها
swopped experiences
جایگزینی تجربیات
we swopped our old books for new ones.
ما کتابهای قدیمی خود را با کتابهای جدید عوض کردیم.
they swopped seats during the concert.
آنها در حین کنسرت صندلیها را عوض کردند.
she swopped recipes with her neighbor.
او دستور العملها را با همسایهاش عوض کرد.
he swopped his bike for a skateboard.
او دوچرخه خود را با یک اسکیت بورد عوض کرد.
we swopped stories about our travels.
ما داستانهایی در مورد سفرهایمان با هم عوض کردیم.
they swopped ideas on how to improve the project.
آنها ایدههایی در مورد نحوه بهبود پروژه با هم عوض کردند.
she swopped her dress with a friend for the party.
او لباسش را برای مهمانی با یک دوست عوض کرد.
we swopped our plans for the weekend.
ما برنامههای آخر هفته خود را عوض کردیم.
he swopped his lunch with a colleague.
او ناهارش را با یک همکار عوض کرد.
they swopped contact information after the meeting.
آنها اطلاعات تماس خود را بعد از جلسه با هم عوض کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید