take-over

[ایالات متحده]/ˈteɪkˌəʊvə/
[بریتانیا]/ˈteɪkˌoʊvər/

ترجمه

n. عمل تصدی یا مالکیت چیزی، به خصوص یک شرکت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

take-over bid

پیشنهاد تملک

take-over attempt

تلاش برای تصدی

take-over target

هدف تصدی

take-over talks

گفتگوهای تصدی

take-over deal

معامله تصدی

take-over process

فرآیند تصدی

take-over success

موفقیت تصدی

take-over failure

شکست تصدی

جملات نمونه

the company announced a hostile take-over of its main competitor.

شرکت اعلام کرد که قصد دارد با یک پیشنهاد خصمانه، رقیب اصلی خود را به دست بگیرد.

we expect a smooth take-over process with minimal disruption.

ما انتظار داریم فرآیند تصرف به طور روان و با حداقل اختلال انجام شود.

the government investigated the proposed take-over for antitrust concerns.

دولت پیشنهادی تصرف را به دلیل نگرانی‌های ضد انحصار بررسی کرد.

the successful take-over significantly increased shareholder value.

تصرف موفقیت‌آمیز، ارزش سهامداران را به طور قابل توجهی افزایش داد.

a failed take-over attempt led to a decline in the stock price.

تلاش ناموفق برای تصرف منجر به کاهش قیمت سهام شد.

the board approved the take-over bid after careful consideration.

هیئت مدیره پس از بررسی دقیق، پیشنهاد تصرف را تایید کرد.

the take-over negotiations lasted for several months.

مذاکرات تصرف برای چندین ماه طول کشید.

the private equity firm launched a surprise take-over offer.

شرکت سرمایه گذاری خصوصی یک پیشنهاد تصرف غیرمنتظره ارائه داد.

the regulatory body blocked the take-over due to market dominance.

نهاد نظارتی به دلیل تسلط بازار، از تصرف جلوگیری کرد.

the management team resisted the unsolicited take-over attempt.

تیم مدیریت در برابر تلاش غیرمنتظره برای تصرف مقاومت کرد.

the take-over agreement included several key conditions.

قرارداد تصرف شامل چندین شرط کلیدی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید