talentless

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد استعداد

جملات نمونه

A talentless street musician in the Dutch town of Leiden got local people so upset by his awful saxophone playing that they got police to confiscate his instrument.

یک نوازنده خیابانی بی استعداد در شهر هلندی لایدن، مردم محلی را آنقدر از نواختن ساکسیفون وحشتناکش ناراحت کرد که آنها پلیس را برای ضبط ساز او احضار کردند.

He is often criticized for being talentless.

او اغلب به دلیل نداشتن استعداد مورد انتقاد قرار می گیرد.

She tried her best but remained talentless in singing.

او تمام تلاش خود را کرد اما در آواز استعداد نداشت.

The talentless actor struggled to find work in the competitive industry.

بازیگر بی استعداد برای یافتن شغل در صنعت رقابتی تلاش کرد.

Despite being talentless, he never gave up on his dreams.

با وجود اینکه او استعداد نداشت، هرگز از رویاهایش دست نکشید.

The talentless writer failed to capture the attention of readers.

نویسنده بی استعداد نتوانست توجه خوانندگان را جلب کند.

She felt discouraged by her talentless performance at the audition.

او از عملکرد بی استعداد خود در تست بازیگری ناامید شد.

The talentless student struggled to keep up with the rest of the class.

دانش آموز بی استعداد برای همگام شدن با بقیه کلاس تلاش کرد.

Despite being talentless in art, he found joy in painting.

با وجود اینکه او در هنر استعداد نداشت، از نقاشی لذت می برد.

The talentless musician never managed to make it big in the industry.

موسیقیدان بی استعداد هرگز نتوانست در صنعت موفق شود.

She was labeled as talentless by her critics, but she proved them wrong.

او از سوی منتقدان به عنوان بی استعداد برچسب گذاری شد، اما آنها را متقاعد کرد که اشتباه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید