tared

[ایالات متحده]/tɛəd/
[بریتانیا]/tɛrd/

ترجمه

v. وزن تاره را تعیین کردن; گذشته و قسمت گذشته tare
adj. وزن تاره از آن کسر شده است

عبارات و ترکیب‌ها

tared weight

وزن خالص

tared scale

مقیاس خالص

tared container

ظرف خالص

tared measurement

اندازه‌گیری خالص

tared balance

ترازو خالص

tared value

مقدار خالص

tared load

بار خالص

tared amount

مقدار خالص

tared bag

کیف خالص

tared box

جعبه خالص

جملات نمونه

the scale was tared before weighing the ingredients.

مقیاس قبل از وزن کردن مواد، صفر شده بود.

make sure to tare the container for accurate measurements.

مطمئن شوید که ظرف را برای اندازه‌گیری دقیق صفر کنید.

he tared the balance to ensure precision.

او ترازوی را برای اطمینان از دقت صفر کرد.

the technician tared the equipment before the experiment.

تکنسین تجهیزات را قبل از آزمایش صفر کرد.

it is important to tare the scale each time you use it.

هر بار که از آن استفاده می کنید، صفر کردن مقیاس مهم است.

she tared the jar to measure the sugar accurately.

او برای اندازه گیری دقیق شکر، پارچه را صفر کرد.

always remember to tare the weight of the packaging.

همیشه به یاد داشته باشید که وزن بسته‌بندی را صفر کنید.

he forgot to tare the scale and got an incorrect reading.

او فراموش کرد که مقیاس را صفر کند و یک مقدار نادرست به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید