my teamates
هم تیمی من
our teamates
هم تیمی ما
good teamates
هم تیمی خوب
teamates help
کمک هم تیمی
teamates work
کار هم تیمی
teamates support
حمایت هم تیمی
strong teamates
هم تیمی قوی
teamates trust
اعتماد هم تیمی
teamates communicate
ارتباط هم تیمی
teamates collaborate
همکاری هم تیمی
my teammates always support me during difficult games.
هم تیمیهای من همیشه من را در بازیهای دشوار حمایت میکنند.
good communication with teammates is essential for team success.
ارتباط خوب با هم تیمیها برای موفقیت تیم ضروری است.
i trust my teammates to make the right decisions under pressure.
من به هم تیمیهایم اعتماد دارم تا در زمان فشار تصمیمات درستی بگیرند.
the coach encouraged the players to encourage their teammates.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا هم تیمیهایشان را تشویق کنند.
we need to coordinate better with our teammates on defense.
ما نیاز داریم تا در دفاع با هم تیمیهایمان بهتر هماهنگی کنیم.
my teammates and i share a strong bond after winning the championship.
من و هم تیمیهایم پس از برنده شدن در جام، پیوندی قوی داریم.
you should rely on your teammates when you're struggling with a problem.
وقتی با یک مشکل مواجه هستی، باید به هم تیمیهایت اعتماد کنی.
the veteran players often mentor teammates who are new to the team.
بازیکنان با سابقه اغلب هم تیمیهای جدید را راهنمایی میکنند.
learning from teammates can help you improve your skills quickly.
یادگیری از هم تیمیها میتواند به تو کمک کند تا مهارتهایت را به سرعت بهبود بخشی.
our team celebrates together because we always support each other.
تیم ما با هم جشن میگیریم چون همیشه یکدیگر را حمایت میکنیم.
the captain asked all teammates to give their best effort in the final match.
سرگروه از هم تیمیها خواست که در بازی نهایی بهترین تلاش خود را نشان دهند.
working together with teammates requires patience and understanding.
کار کردن با هم تیمیها نیاز به صبر و درک دارد.
my teamates
هم تیمی من
our teamates
هم تیمی ما
good teamates
هم تیمی خوب
teamates help
کمک هم تیمی
teamates work
کار هم تیمی
teamates support
حمایت هم تیمی
strong teamates
هم تیمی قوی
teamates trust
اعتماد هم تیمی
teamates communicate
ارتباط هم تیمی
teamates collaborate
همکاری هم تیمی
my teammates always support me during difficult games.
هم تیمیهای من همیشه من را در بازیهای دشوار حمایت میکنند.
good communication with teammates is essential for team success.
ارتباط خوب با هم تیمیها برای موفقیت تیم ضروری است.
i trust my teammates to make the right decisions under pressure.
من به هم تیمیهایم اعتماد دارم تا در زمان فشار تصمیمات درستی بگیرند.
the coach encouraged the players to encourage their teammates.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا هم تیمیهایشان را تشویق کنند.
we need to coordinate better with our teammates on defense.
ما نیاز داریم تا در دفاع با هم تیمیهایمان بهتر هماهنگی کنیم.
my teammates and i share a strong bond after winning the championship.
من و هم تیمیهایم پس از برنده شدن در جام، پیوندی قوی داریم.
you should rely on your teammates when you're struggling with a problem.
وقتی با یک مشکل مواجه هستی، باید به هم تیمیهایت اعتماد کنی.
the veteran players often mentor teammates who are new to the team.
بازیکنان با سابقه اغلب هم تیمیهای جدید را راهنمایی میکنند.
learning from teammates can help you improve your skills quickly.
یادگیری از هم تیمیها میتواند به تو کمک کند تا مهارتهایت را به سرعت بهبود بخشی.
our team celebrates together because we always support each other.
تیم ما با هم جشن میگیریم چون همیشه یکدیگر را حمایت میکنیم.
the captain asked all teammates to give their best effort in the final match.
سرگروه از هم تیمیها خواست که در بازی نهایی بهترین تلاش خود را نشان دهند.
working together with teammates requires patience and understanding.
کار کردن با هم تیمیها نیاز به صبر و درک دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید