telegraphing

[ایالات متحده]/'telɪgrɑːf/
[بریتانیا]/'tɛlɪɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلگراف، دستگاهی برای ارسال پیام‌ها بر روی فواصل طولانی به وسیله سیگنال‌های کدگذاری شده
vt. & vi. تلگراف، ارسال پیام از طریق تلگراف
vt. تلگراف، ارسال دستورالعمل‌ها از طریق تلگراف

عبارات و ترکیب‌ها

send a telegraph

ارسال تلگراف

telegraph office

دفتر تلگراف

telegraph wire

سیم تلگراف

telegraph message

پیام تلگرافی

daily telegraph

daily telegraph

telegraph code

کد تلگراف

telegraph pole

قطب تلگراف

جملات نمونه

telegraph for her to come

برای آمدن او تلگراف کنید

Telegraph communication was broken off.

ارتباط تلگرافی قطع شد.

The news came by telegraph.

اخبار از طریق تلگراف رسید.

I telegraphed to him to come.

به او تلگراف کردم که بیاید.

I must go and telegraph Mama.

من باید بروم و به مامان تلگراف کنم.

He did not bother to punctuate the telegraph message.

او زحمت علامت‌گذاری پیام تلگرافی را نکشید.

Mother telegraphed me yesterday.

مادر دیروز برایم تلگراف کرد.

They telegraphed us to leave immediately.

به ما تلگراف کردند که فوراً حرکت کنیم.

He telegraphed money to his son.

او پول را برای پسرش تلگراف کرد.

news came from the outside world by telegraph .

اخبار از دنیای خارج از طریق تلگراف رسید.

telegraphed her derision with a smirk.

تمسخر خود را با پوزخند تلگراف کرد.

I hear on the bush telegraph that the manager has resigned.

شنیده‌ام که مدیر استعفا داده است.

There’s a look about him that telegraphed bad news.

حرفی در چهره‌اش بود که خبرهای بد را نشان می‌داد.

she would rush off to telegraph news to her magazine.

او عجله می‌کرد تا اخبار را به مجله‌اش تلگراف کند.

Richard wrapped his car around a telegraph pole.

ریچارد ماشینش را دور یک تیر برق پیچاند.

I telegraphed instantly I arrived there.

من فوراً پس از رسیدن آنجا تلگراف کردم.

He telegraphed that he had arrived in London safe and sound.

تلگراف کرد که به سلامت و با حال خوب به لندن رسیده است.

Everyone knew about it before it was officially announced: the bush telegraph had been at work again.

همه از آن خبر داشتند قبل از اینکه رسماً اعلام شود: تلفن‌گویی دهان‌به‌دهان دوباره وارد عمل شده بود.

What of this chickling chicken is awaited can grow telegraph pole so big good.

چه چیزی از این جوجه کوچکی که منتظر آن هستند می‌تواند به یک تیر برق بزرگ و خوب تبدیل شود.

Roger Highfield is the science editor of The Daily Telegraph in Britain and the author of several books.

راجر هایفیلد ویراستار علمی روزنامه دیلی تلگراف در بریتانیاست و نویسنده چندین کتاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید