teleport

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪpɔːt/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪpɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای حمل و نقل (اشیاء یا افراد) در فضا به طور آنی
Word Forms
جمعteleports
شکل سوم شخص مفردteleports

عبارات و ترکیب‌ها

teleportation device

دستگاه انتقال سریع

teleport instantly

بلافاصله انتقال

teleport away

انتقال به مکانی دیگر

teleportation portal

درگاه انتقال

teleport to

انتقال به

teleportation skill

مهارت انتقال

teleport back

بازگشت با انتقال

teleportation spell

جادوی انتقال

teleportation network

شبکه انتقال

teleportation chamber

اتاق انتقال

جملات نمونه

we can teleport to the other side of the city in seconds.

ما می‌توانیم در عرض چند ثانیه به طرف دیگر شهر منتقل شویم.

he wishes he could teleport anywhere in the world.

او آرزو می‌کند بتواند به هر نقطه از جهان منتقل شود.

scientists are exploring the possibility of teleporting objects.

دانشمندان در حال بررسی امکان انتقال اشیاء هستند.

in the game, you can teleport to different dimensions.

در بازی، می‌توانید به ابعاد مختلف منتقل شوید.

she used a spell to teleport her friends to safety.

او از یک طلسم برای انتقال دوستانش به سلامت استفاده کرد.

they demonstrated how to teleport data instantly.

آنها نشان دادند که چگونه می‌توانند داده‌ها را به سرعت منتقل کنند.

teleportation is a popular theme in science fiction.

انتقال از راه دور یک مضمون محبوب در داستان‌های علمی تخیلی است.

the technology to teleport humans is still in development.

فناوری انتقال انسان هنوز در دست توسعه است.

he felt a rush of excitement when he learned to teleport.

وقتی یاد گرفت چگونه منتقل شود، احساس هیجان کرد.

they plan to teleport supplies during the disaster relief.

آنها قصد دارند در هنگام امداد رسانی، لوازم را منتقل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید