fast tempos
تمپوهای سریع
slow tempos
تمپوهای آهسته
varying tempos
تمپوهای متغیر
steady tempos
تمپوهای ثابت
changing tempos
تمپوهای در حال تغییر
different tempos
تمپوهای متفاوت
rhythmic tempos
تمپوهای ریتمیک
syncopated tempos
تمپوهای غیرهمگام
upbeat tempos
تمپوهای شاد
lively tempos
تمپوهای پرانرژی
different tempos can create unique musical experiences.
تمهای مختلف میتوانند تجربههای موسیقیایی منحصر به فرد ایجاد کنند.
she prefers to dance at faster tempos.
او ترجیح میدهد با سرعتهای بیشتر برقصد.
musicians often change tempos to add variety.
موسیقیدانان اغلب سرعتها را برای افزودن تنوع تغییر میدهند.
he struggled to keep up with the changing tempos.
او برای هماهنگ شدن با سرعتهای در حال تغییر مشکل داشت.
different tempos can affect the mood of the piece.
سرعتهای مختلف میتوانند بر حال و هوای قطعه تأثیر بگذارند.
she adjusted the tempos to match the lyrics.
او سرعتها را تنظیم کرد تا با متن آهنگ مطابقت داشته باشد.
he enjoys experimenting with various tempos in his compositions.
او از آزمایش با سرعتهای مختلف در آهنگسازی خود لذت میبرد.
the conductor signaled a change in tempos during the performance.
رهبر ارکستر در طول اجرا تغییر سرعت را نشان داد.
understanding tempos is crucial for a musician.
درک سرعتها برای یک نوازنده بسیار مهم است.
they practiced at different tempos to improve their skills.
آنها با سرعتهای مختلف تمرین کردند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
fast tempos
تمپوهای سریع
slow tempos
تمپوهای آهسته
varying tempos
تمپوهای متغیر
steady tempos
تمپوهای ثابت
changing tempos
تمپوهای در حال تغییر
different tempos
تمپوهای متفاوت
rhythmic tempos
تمپوهای ریتمیک
syncopated tempos
تمپوهای غیرهمگام
upbeat tempos
تمپوهای شاد
lively tempos
تمپوهای پرانرژی
different tempos can create unique musical experiences.
تمهای مختلف میتوانند تجربههای موسیقیایی منحصر به فرد ایجاد کنند.
she prefers to dance at faster tempos.
او ترجیح میدهد با سرعتهای بیشتر برقصد.
musicians often change tempos to add variety.
موسیقیدانان اغلب سرعتها را برای افزودن تنوع تغییر میدهند.
he struggled to keep up with the changing tempos.
او برای هماهنگ شدن با سرعتهای در حال تغییر مشکل داشت.
different tempos can affect the mood of the piece.
سرعتهای مختلف میتوانند بر حال و هوای قطعه تأثیر بگذارند.
she adjusted the tempos to match the lyrics.
او سرعتها را تنظیم کرد تا با متن آهنگ مطابقت داشته باشد.
he enjoys experimenting with various tempos in his compositions.
او از آزمایش با سرعتهای مختلف در آهنگسازی خود لذت میبرد.
the conductor signaled a change in tempos during the performance.
رهبر ارکستر در طول اجرا تغییر سرعت را نشان داد.
understanding tempos is crucial for a musician.
درک سرعتها برای یک نوازنده بسیار مهم است.
they practiced at different tempos to improve their skills.
آنها با سرعتهای مختلف تمرین کردند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید