temps

[ایالات متحده]/tɛmps/
[بریتانیا]/tɛmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگران موقت؛ کارمندان موقت، به ویژه منشی‌ها
v. به طور موقت کار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

high temps

دمای بالا

low temps

دمای پایین

average temps

دمای متوسط

record temps

رکورد دما

cool temps

دمای خنک

warm temps

دمای گرم

ideal temps

دمای مطلوب

extreme temps

دمای شدید

comfortable temps

دمای راحت

seasonal temps

دمای فصلی

جملات نمونه

it's important to manage your time well during busy temps.

مدیریت زمان خود را در طول ساعات شلوغ به خوبی مهم است.

she works as a temp during the summer months.

او در طول ماه‌های تابستان به عنوان یک نیروی موقت کار می‌کند.

many companies hire temps to handle seasonal demand.

بسیاری از شرکت‌ها نیروهای موقت را برای رسیدگی به تقاضای فصلی استخدام می‌کنند.

temps can be a great way to gain work experience.

نیروهای موقت می‌توانند راهی عالی برای کسب تجربه کاری باشند.

he prefers working as a temp rather than a permanent employee.

او ترجیح می‌دهد به جای استخدام دائمی به عنوان نیروی موقت کار کند.

finding a good temp agency can make a big difference.

پیدا کردن یک آژانس نیروی موقت خوب می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

temps often have flexible hours that suit students.

نیروهای موقت اغلب ساعات کاری انعطاف‌پذیری دارند که برای دانش‌آموزان مناسب است.

she has worked as a temp in various industries.

او به عنوان نیروی موقت در صنایع مختلف کار کرده است.

temps are often used to fill gaps in staffing.

اغلب از نیروهای موقت برای پر کردن شکاف‌های استخدامی استفاده می‌شود.

during peak seasons, temps can be invaluable to a company.

در طول فصول اوج، نیروهای موقت می‌توانند برای یک شرکت بسیار ارزشمند باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید