theorizing

[ایالات متحده]/ˈθɪəraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈθɪəraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد نظریه‌ها یا اصول

عبارات و ترکیب‌ها

theorizing outcomes

بررسی پیامدها

theorizing concepts

بررسی مفاهیم

theorizing ideas

بررسی ایده ها

theorizing models

بررسی مدل ها

theorizing solutions

بررسی راه حل ها

theorizing principles

بررسی اصول

theorizing phenomena

بررسی پدیده ها

theorizing relationships

بررسی روابط

theorizing frameworks

بررسی چارچوب ها

theorizing processes

بررسی فرآیندها

جملات نمونه

theorizing about the future of technology can be exciting.

تبیین درباره آینده فناوری می‌تواند هیجان‌انگیز باشد.

she spent hours theorizing the reasons behind the phenomenon.

او ساعت‌ها را صرف تبیین دلایل پشت این پدیده کرد.

theorizing is an important part of scientific research.

تبیین بخش مهمی از تحقیقات علمی است.

they are theorizing different outcomes for the experiment.

آنها در حال تبیین نتایج مختلف برای آزمایش هستند.

his theorizing led to a breakthrough in the project.

تبیین او منجر به پیشرفت بزرگی در پروژه شد.

theorizing about climate change is crucial for policy making.

تبیین درباره تغییرات آب و هوا برای تصمیم‌گیری‌های سیاستی بسیار مهم است.

she enjoys theorizing about historical events and their causes.

او از تبیین درباره رویدادهای تاریخی و علل آنها لذت می‌برد.

theorizing can help us understand complex systems better.

تبیین می‌تواند به ما کمک کند تا سیستم‌های پیچیده را بهتر درک کنیم.

they are theorizing the impact of social media on society.

آنها در حال تبیین تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر جامعه هستند.

theorizing can lead to new insights and discoveries.

تبیین می‌تواند منجر به بینش‌ها و اکتشافات جدیدی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید