thickhead fool
ابلهی بیفرهنگ
thickhead idea
ایدهی احمقانه
thickhead move
حرکت احمقانه
thickhead remark
اظهار نظر احمقانه
thickhead decision
تصمیم احمقانه
thickhead behavior
رفتار احمقانه
thickhead comment
نظری احمقانه
thickhead mistake
اشتباه احمقانه
thickhead opinion
نظر احمقانه
thickhead question
سوال احمقانه
don't be such a thickhead; listen to what i'm saying.
اینقدر کند ذهن نباشید؛ به حرفهای من گوش کنید.
he acted like a thickhead during the meeting.
او در طول جلسه مانند یک آدم کند رفتار کرد.
sometimes, i feel like a thickhead for not understanding the instructions.
گاهی اوقات، احساس میکنم به دلیل نفهمیدن دستورالعملها آدم کند هستم.
she called him a thickhead for forgetting her birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش او را آدم کند خطاب کرد.
stop being a thickhead and just apologize.
آدم کند بودن را متوقف کنید و فقط عذرخواهی کنید.
he’s a thickhead when it comes to math.
وقتی صحبت از ریاضیات میشود، او آدم کند است.
don't be a thickhead; it's not that complicated.
اینقدر کند ذهن نباشید؛ آنقدر هم پیچیده نیست.
she often feels like a thickhead in group discussions.
او اغلب در بحثهای گروهی احساس میکند آدم کند است.
being a thickhead won't get you anywhere in life.
آدم کند بودن در زندگی به شما کمک نمیکند.
he realized he was being a thickhead after his friend pointed it out.
او متوجه شد که بعد از اینکه دوستش به او گفت، آدم کند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید