thistly plant
گیاه گز
thistly leaves
برگهای گز
thistly texture
بافت گز
thistly edges
لبههای گز
thistly growth
رشد گز
thistly stems
ساقه های گز
thistly flowers
گلهای گز
thistly weeds
خزههای گز
thistly thorns
خار گز
thistly patches
مناطق گز
the thistly plant grew wild in the garden.
گیاه گزنی در باغ به طور وحشی رشد میکرد.
she carefully avoided the thistly bushes.
او با دقت از بوتههای گزنی دوری میکرد.
the thistly texture of the fabric was uncomfortable.
بافت گزنی پارچه ناراحتکننده بود.
he complained about the thistly branches scratching his arms.
او در مورد شاخههای گزنی که دستهایش را میخراشیدند شکایت کرد.
the thistly weeds took over the entire lawn.
سرشاخههای گزنی کل چمنزار را تصرف کردند.
she wore gloves to handle the thistly plants.
او دستکش پوشید تا با گیاهان گزنی برخورد کند.
the thistly path was hard to walk on.
مسیر گزنی راه رفتن روی آن سخت بود.
he found a thistly spot to sit down.
او یک جای گزنی برای نشستن پیدا کرد.
the thistly vines climbed up the fence.
سرشاخههای گزنی از حصار بالا رفتند.
they cleared the thistly area for the picnic.
آنها منطقه گزنی را برای پیک نیک پاک کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید