thraldom

[ایالات متحده]/ˈθrɔːldəm/
[بریتانیا]/ˈθrɔːldəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بردگی یا بندگی؛ بردگی یا خدمتگزاری
Word Forms
جمعthraldoms

عبارات و ترکیب‌ها

in thraldom

در بردگی

thraldom of fate

بردگی سرنوشت

break thraldom

شکستن بردگی

escape thraldom

فرار از بردگی

thraldom to power

بردگی قدرت

thraldom of fear

بردگی ترس

thraldom of passion

بردگی اشتیاق

thraldom by choice

بردگی از طریق انتخاب

thraldom of love

بردگی عشق

thraldom of society

بردگی جامعه

جملات نمونه

he lived in thraldom to his parents' expectations.

او در چنگال انتظارات والدینش زندگی می‌کرد.

she broke free from the thraldom of her past mistakes.

او از بند و زنجیر اشتباهات گذشته خود رها شد.

the workers were in thraldom to their low wages.

کارگران در چنگال دستمزدهای پایین خود اسیر بودند.

his thraldom to addiction affected his relationships.

اسارت او به اعتیاد بر روابطش تأثیر گذاشت.

they fought against the thraldom of oppressive regimes.

آنها با اسارت رژیم‌های ستمگر مبارزه کردند.

the novel explores themes of thraldom and freedom.

این رمان مضامین اسارت و آزادی را بررسی می‌کند.

in thraldom to fear, she hesitated to speak up.

در چنگال ترس، او مردد به صحبت کردن بود.

his thraldom to societal norms limited his creativity.

اسارت او به هنجارهای اجتماعی، خلاقیت او را محدود کرد.

they sought to escape from the thraldom of poverty.

آنها به دنبال فرار از اسارت فقر بودند.

living in thraldom can lead to a loss of identity.

زندگی در اسارت می‌تواند منجر به از دست دادن هویت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید