thralldom

[ایالات متحده]/ˈθrɔːldəm/
[بریتانیا]/ˈθrɔːldəm/

ترجمه

n. وضعیت بردگی یا در بند بودن؛ شرایط برده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

living in thralldom

زیستن در بردگی

escape thralldom

فرار از بردگی

thralldom of fear

بردگی ترس

thralldom to power

بردگی قدرت

break thralldom

شکستن بردگی

thralldom of ignorance

بردگی نادانی

thralldom of tradition

بردگی سنت

thralldom of habit

بردگی عادت

thralldom of society

بردگی جامعه

thralldom to duty

بردگی وظیفه

جملات نمونه

he felt trapped in a thralldom of his own making.

او احساس می‌کرد در زنجیرهای ساخته دست خود گرفتار شده است.

breaking free from thralldom requires courage and determination.

رهایی از زنجیرها نیاز به شجاعت و اراده دارد.

many people live in thralldom to their fears.

بسیاری از مردم در زنجیر ترس‌های خود زندگی می‌کنند.

she sought liberation from the thralldom of societal expectations.

او به دنبال رهایی از زنجیرهای انتظارات جامعه بود.

the novel explores the theme of thralldom and freedom.

این رمان مضامین زنجیر و آزادی را بررسی می‌کند.

his thralldom to addiction was a constant struggle.

زنجیر شدن او به اعتیاد یک مبارزه دائمی بود.

thralldom can take many forms, both mental and physical.

زنجیر می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، هم ذهنی و هم جسمی.

she wrote about her thralldom in a powerful memoir.

او درباره زنجیرهای خود در یک خاطره‌نامه قدرتمند نوشت.

understanding thralldom can help us empathize with others.

درک زنجیرها می‌تواند به ما کمک کند تا با دیگران همدلی کنیم.

he fought against the thralldom imposed by his circumstances.

او با زنجیرهایی که توسط شرایطش تحمیل شده بود، مبارزه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید