thresh

[ایالات متحده]/θreʃ/
[بریتانیا]/θrɛʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دانه را از (یک گیاه) با ضربه جدا کردن
vi. دانه را از یک گیاه با ضربه جدا کردن
n. عمل جدا کردن دانه از یک گیاه با ضربه
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریthreshing
قسمت سوم فعلthreshed
شکل سوم شخص مفردthreshes
جمعthreshes
زمان گذشتهthreshed

عبارات و ترکیب‌ها

threshing machine

دستگاه درو

threshed wheat

گندم درو شده

جملات نمونه

a thresher of grain.

یک ماشین درو

Farmers thresh grain with threshing machines.

کشاورزان با ماشین‌های درو، گندم را درو می‌کنند.

a dance floor; a threshing floor.

کف رقص؛ یک زمین درو

machinery that can reap and thresh corn in the same process.

ماشین‌آلاتی که می‌توانند ذرت را در همان فرآیند برداشت و دانه ‌گیری کنند.

A vertical shaft thresher has been developed to meet the need for harvest mechanization in the hilling regions of South China where the double-cropping system (paddy and wheat) is practiced.

یک دستگاه جداکننده عمودی محور برای پاسخگویی به نیاز به مکانیزاسیون برداشت محصول در مناطق شیب‌دار جنوب چین که سیستم کشت دوگانه (برنج و گندم) در آن رایج است، توسعه یافته است.

Farmers used to thresh wheat by beating it with a flail.

کشاورزان گندم را با چوب‌دستی می‌کوبیدند و درو می‌کردند.

It's important to thresh out all the details before starting the project.

قبل از شروع پروژه، مهم است که تمام جزئیات را در نظر بگیرید.

The workers were busy threshing the rice in the fields.

کارگران در حال درو کردن برنج در مزارع بودند.

They had to thresh the wheat manually because the machine broke down.

آنها مجبور شدند گندم را به صورت دستی درو کنند زیرا دستگاه خراب شده بود.

The old-fashioned way to thresh corn involved using a flail.

روش قدیمی درو ذرت شامل استفاده از چوب‌دستی بود.

The team needs to thresh out their differences and come to a compromise.

تیم باید اختلافات خود را در نظر بگیرد و به یک مصالحه برسد.

The farmers were busy threshing the grain to prepare it for storage.

کشاورزان در حال درو کردن گندم برای آماده‌سازی آن برای ذخیره‌سازی بودند.

It's hard work to thresh the rice manually, but it needs to be done.

درو کردن دستی برنج کار سختی است، اما باید انجام شود.

The machine can thresh a large amount of wheat in a short time.

دستگاه می‌تواند مقدار زیادی گندم را در مدت زمان کوتاهی درو کند.

Let's thresh out the details of the contract before signing anything.

قبل از امضای هر چیزی، بیایید جزئیات قرارداد را در نظر بگیریم.

نمونه‌های واقعی

They are threshing crops under the scorching sun.

آنها در حال درو کردن محصولات زیر آفتاب سوزان هستند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

So she began to thresh the wheat.

بنابراین او شروع به درو کردن گندم کرد.

منبع: American Elementary School English 1

" Who will thresh this wheat? " asked Little Red Hen.

" چه کسی این گندم را درو خواهد کرد؟" مرغ سرخ کوچک پرسید.

منبع: American Elementary School English 1

We're after catching a nasty fish and he's bound to thresh about a bit.

ما قصد داریم یک ماهی بد را بگیریم و او مطمئناً کمی درو خواهد کرد.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

But we must thresh this out.

اما ما باید این را درو کنیم.

منبع: Three mysterious people

Its APS Synflow Hybrid threshing system can thresh out a higher percentage of grain.

سیستم درو ترکیبی APS Synflow آن می تواند درصد بالاتری از دانه را درو کند.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

The farmers can then harvest his peas and thresh them and be done with them .

کشاورزان سپس می توانند نخود او را برداشت کرده و درو کنند و از شر آنها خلاص شوند.

منبع: Advanced English (Part 2)

To test the threshold of people, the robots force them to thresh in places without a thresher.

برای آزمایش آستانه افراد، ربات ها آنها را مجبور می کنند در مکان هایی بدون دروگر درو کنند.

منبع: Pan Pan

When I had got the grain home, I had to thresh it, part the grain from the chaff, and store it up.

وقتی گندم را به خانه آوردم، مجبور بودم آن را درو کنم، دانه را از کاه جدا کنم و آن را ذخیره کنم.

منبع: American Elementary School English 5

They were going to the next place where neighbors had stacked their wheat and wanted the machines to thresh it.

آنها به مکان بعدی رفتند که همسایگان گندم خود را انباشته کرده بودند و می خواستند ماشین ها آن را درو کنند.

منبع: The little cabin in the big forest.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید