thwacking

[ایالات متحده]/ˈθwækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈθwækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه قوی؛ صدای ضربه زدن به چیزی
v. ضربه زدن؛ به شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

thwacking sound

صدای کوبنده

thwacking noise

صدای کوبنده

thwacking stick

چوب کوبنده

thwacking ball

توپ کوبنده

thwacking action

عمل کوبیدن

thwacking impact

اثر کوبش

thwacking hit

ضربه کوبنده

thwacking soundly

به طور کوبنده

thwacking motion

حرکت کوبنده

thwacking rhythm

ریتم کوبنده

جملات نمونه

the sound of thwacking made everyone turn their heads.

صدای برخورد ناگهانی باعث شد همه سرشان را بچرخانند.

he was thwacking the drum with great enthusiasm.

او با شور و اشتیاق فراوان درام را می‌کوبید.

thwacking the ball against the wall was a great way to practice.

ضربه زدن به توپ در برابر دیوار راهی عالی برای تمرین بود.

she heard the thwacking of branches in the wind.

او صدای برخورد شاخه‌ها را در باد شنید.

thwacking the bat against the ball felt satisfying.

ضربه زدن چوب بیسبال به توپ احساس رضایت بخش بود.

the thwacking sound echoed through the quiet forest.

صدای برخورد ناگهانی در جنگل آرام طنین انداز شد.

he was thwacking the weeds out of his garden.

او علف‌های هرز را از باغ خود بیرون می‌کرد.

thwacking the table with his hand got everyone's attention.

ضربه زدن به میز با دست باعث جلب توجه همه شد.

the kids enjoyed thwacking the piñata at the party.

بچه‌ها از شکستن پیناتا در مهمانی لذت بردند.

he was thwacking his shoes against the door to remove the dirt.

او برای از بین بردن خاک، کفشش را به در می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید