thwacking sound
صدای کوبنده
thwacking noise
صدای کوبنده
thwacking stick
چوب کوبنده
thwacking ball
توپ کوبنده
thwacking action
عمل کوبیدن
thwacking impact
اثر کوبش
thwacking hit
ضربه کوبنده
thwacking soundly
به طور کوبنده
thwacking motion
حرکت کوبنده
thwacking rhythm
ریتم کوبنده
the sound of thwacking made everyone turn their heads.
صدای برخورد ناگهانی باعث شد همه سرشان را بچرخانند.
he was thwacking the drum with great enthusiasm.
او با شور و اشتیاق فراوان درام را میکوبید.
thwacking the ball against the wall was a great way to practice.
ضربه زدن به توپ در برابر دیوار راهی عالی برای تمرین بود.
she heard the thwacking of branches in the wind.
او صدای برخورد شاخهها را در باد شنید.
thwacking the bat against the ball felt satisfying.
ضربه زدن چوب بیسبال به توپ احساس رضایت بخش بود.
the thwacking sound echoed through the quiet forest.
صدای برخورد ناگهانی در جنگل آرام طنین انداز شد.
he was thwacking the weeds out of his garden.
او علفهای هرز را از باغ خود بیرون میکرد.
thwacking the table with his hand got everyone's attention.
ضربه زدن به میز با دست باعث جلب توجه همه شد.
the kids enjoyed thwacking the piñata at the party.
بچهها از شکستن پیناتا در مهمانی لذت بردند.
he was thwacking his shoes against the door to remove the dirt.
او برای از بین بردن خاک، کفشش را به در میزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید